Page 166

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 166 ابزارهای رقابتی جذب جنس دیگر را به دست آورند) آتش حسادت و خشم سرکوب شده جنسی ترکيب می شود و رفتار انقالبی گری و جهادی و سوسياليستی و تروریستی را بيشتر می کند. طبيعی است که این رفتار باعث ایجاد ناامنی شده و خود عامل اصلی توليد این ناامنی یعنی دولت مدرن (دولت عقب مانده) انحصارگر خشونت که همان شيطان ماجراست، مانند سوپرمن به ميان می آید و برای پاسخ ب ه ناامنی های ایجاد شده درخواست ماليات بيشتر و مداخالت گسترده تر نظارتی و پليسی برای برقراری نظم و امنيت می کند. ببينيد فقط شما همان سه اصل دین را کنار بگذارید و بخو ،اهيد بدون آن ها یک نظام صوری برای آزادی یا هر چيزی مرتبط با زندگی انسان بنویسيد نه تنها منسجم نخواهد شد که دامنه اش تا این حد وسيع می شود و چرخه های تو در توی تشدید انحطاط و نابودی آزادی و حقوق مالکيت را پدید می آورد. این که انباشت این بحران ها چه زمانی فوران کند مشخص نيست اما به هر حال مسير ما به آن سمت است و .در نهایت تعيين کنندگان وقت دروغگویانند"خدا، آزادی، خانواده، ميهن" .تنها مانيفستی است که برازنده ایران کهن است فهرست ایده های منتهی به گسترش دولت تا اینجای کتاب تا اینجا اگر جمع بندی کنيم نتایجی که افکار زیر می آورند همگی یکسان هستند و منتهی به مداخالت بيشتر دولت انحصارگر خشونت :که به آن مدرن می گویند و ناقض اصلی آزادی و حقوق مالکيت است می شوند ،خداناباوری، خداباوری با خدای تعریف پذیر به مانند اسپينوزا معتقد به حل بحران های زیست محيطی با هوش مصنوعی، معتقد به تنظيم بازار و ،شکست بازار، معتقد به ماليات، اعتقاد به جبرگرایی و عدم وجود اراده آزاد تعاریف وحدت وجودی از خدا، هوش مصنوعی دارای خودآگاهی ، هر نوعی از جمع گرایی، فمينيسم، رمانتيسيزم در عشق و ازدواج و سکس ،، بانکداری مرکزی انحصارگر و اجباری ،حسادت، عدم باور به معاد ،ادعای رسالت الهی داشتن، دین و علم دولتی عرفان، اولویت دموکراسی بر حقوق مالکيت فرد ،، ليبراليسم ليبرتارینيسم ، حمایت از توليد ملی، خودکفایی و ... چه چيزهایی به نظر شما تا اینجا از قلم افتاده است؟ .مارکس لعنت اهلل عليه یک خوبی دارد که دست خودشان را خوب لو می دهد یکی از جمالت بسيار مهم و معروف مارکس این است :که می گوید" .کمونيسم از جایی شروع می شود که آتئيسم شروع می شود" این باید برای هرکس آزادی خواه است و آن را در ليبراليسم بدون خداباوری جست و جو می کند یک زنگ خطر باشد. این که ليبرال های آتئيست نهایتاً کمونيست تأخيری می شوند کالم .گزافه ای نيست :کورت گودل هم یک جمله بسيار قابل تأمل دارد که اینجا قابل درک تر است" دین اینشتين انتزاعی تر است، شبيه چيزی مانند ترکيب خدای اسپينوزا و فلسفه هندی ها. دین من به دین کليسا نزدیک تر است. خدای اسپينوزا کمتر از یک شخص است. خدای من بيشتر از .یک شخص است و او می تواند نقش یک شخص را هم بازی کند "

اسکار مورگنسترن، اقتصاد دان مکتب اتریش و نویسنده اولين کتاب :نظریه بازی ها می گوید" گودل با اثبات قضایای ناتماميت آب پاکی را چنان روی دستان اینشتين ریخت که اینشتين گفته بود دیگر کار کردن بر رویunified theory

.برایش بی معنا شده است :(توضيح اینشتين به دنبال تکميل نظریه ای بود که همه فيزیک را در بر بگيرد و هم خاصيت موجی و هم خاصيت ذره ای نور و هم