Page 39

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 39 در ادامه، کتاب نشان می دهد که دین نباید ابزار دولت باشد؛ دین باید سپر مردم در برابر دولت باشد. پيامبران نيامدند تا دولت های مقدس تازه بسازند؛ آمدند تا انسان را از بندگی فرعون، قيصر، شاه، خليفه، مرشد، دولت و بت آزاد کنند. از همين ،جا تفاوت والیت و خالفت غدیر، امامت، انتظار و مهدویت در چارچوب نظریه آزادی بازخوانی می شود. امامت در این خوانش، ادامه رسالت نيست؛ صيانت از نظام صوری دین و جلوگيری از سقوط آن به دولت، عرفان و قدرت است. انتظار نيز انفعال نيست؛ یعنی حفظ دین از دولتی شدن، ساختن ،نهادهای آزاد، دفاع از حق و آماده نگاه داشتن جامعه برای عدالت.

پس از نقد دولت، کتاب به خانواده می رسد. در اینجا خانواده فقط یک نهاد عاطفی یا سنتی نيست؛ نخستين سنگر خصوصی انسان در برابر دولت است. مالکيت از بدن آغاز می شود و در خانواده، قرارداد، تعهد، رضایت، فرزند، تربيت، حمایت و مسئوليت صورت نهادی پيدا می کند. هرجا خانواده تضعيف شود، دولت جای آن را می گيرد. هرجا والدین از مسئوليت و مالکيت تربيتی خود جدا شوند، دولت خود را مالک کودک معرفی می کند. از این رو، دفاع از خانواده در این کتاب، دفاع از آزادی است.

سپس کتاب وارد اقتصاد، بازار، پول، بانک مرکزی و مالکيت می شود. در این بخش نشان داده می شود که بازار فقط محل خرید و فروش نيست؛ ابزار معرفت اجتماعی است. قيمت ها حامل اطالعات ،اند. مالکيت خصوصی شرط مسئوليت است. پول خصوصی، بانکداری آزاد قراردادهای داوطلبانه و بازار آزاد، همه بخشی از نظم آزادی اند. در مقابل، بانک مرکزی، پول انحصاری، تورم، ماليات ضدتوليد، دخالت دولت در بازار، تعرفه ها، ممنوعيت ها و رانت، صورت های اقتصادی نقض مالکيت اند. این بخش نشان می دهد که آزادی فقط مسئله سياسی نيست؛ بدون آزادی اقتصادی، آزادی ا جتماعی و دینی نيز دوام نمی آورد.

بعد از اقتصاد، کتاب تاریخ ایران را دوباره می خواند. این بازخوانی با این فرض انجام می شود که ایران را نمی توان فقط با دولت ،ها سلسله ها، شاهان، شکست ها، جنگ ها یا مرزهای سياسی فهميد. ایران، یک پيوستار تمدنی است. در این بخش، مفهوم ملت ایران بر محور آزادی، مالکيت، پيمان، دادگری، ایمان و نفی بندگی بازتعریف می شود. دوگانه ایرانی بودن و متدین بودن، دوگانه ای جعلی معرفی می شود. ایران و دین، در صورت حقيقی خود، دو دشمن نيستند؛ دو ستون سقف آزادی اند. وقتی ایران از دین جدا شود، به دولت پرستی یا باستان گرایی تهی می رسد ؛ وقتی دین از آزادی جدا شود، به ابزار بردگی تبدیل می شود.

در ادامه، کتاب به سراغ تحریف تاریخ و تحریف دین می رود. در این بخش، نشان داده می شود که بخش مهمی از افول ایران، نتيجه تحریف هم زمان ایران و دین بوده است. دین را از آزادی جدا کردند و ایران را از دین. نتيجه، جنگ دروغين ميان ایرانی بودن و متدین بودن شد. سپس جنگ های سخت، نرم، ژئوپليتيکی، ایدئولوژیک و فرهنگی بر همين شکاف سوار شدند. نظریه آزادی می خواهد این شکاف را ببندد و نشان دهد که ایران، اگر به حقيقت خود بازگردد، سنگر آزادی و ایمان است.

پس از تاریخ ایران، کتاب به سراغ مکاتب رقيب می ،رود. ليبراليسم، سوسياليسم، کمونيسم، فاشيسم، نازیسم، دولت رفاه، ليبراليسم مدرن مکتب اتریش، ليبرتارینيسم، حقوق طبيعی، قرارداد اجتماعی، فایده گرایی و دموکراسی مطلق، همگی بررسی می شوند. هدف این بخش صرفاً نقد نيست؛ هدف نشان دادن این است که هر مکتب تا کجا درست رفته و کجا دچار حفره شده است. برخی مکاتب به آزادی