Page 565

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 565 و تنها نظریه ای که این نسبت را به صورت منسجم، و در پيوند با آزادی، حقوق مالکيت، عرفان، شيطان، و ساختارهای بردگی توضيح می دهد، همين نظریه ی آزادی است؛ ،همان دین خدا بی آن که کلمه ای به آن اضافه شود یا از آن کم شود. همه این ها از یک خانواده اند همه ی این ها از یک خانواده اند:

فالن چيز وظيفه ی دولت است .

مغزت را خاموش کن من اهل عرفانم بيا چاکرات را باز کنم ماليات وظيفه ی شهروند است کمی تورم برای رشد اقتصادی الزم است ه مه این ها یک حرف مشترک دارند: تن بده، مقاومت نکن، اختیار و مرزت را واگذار کن، و بگذار دیگری درباره ی بدن، مال، و زندگی ات تصمیم بگیرد. این ها صورت های یک حقيقت واحدند: بردگی.

از همين جاست که گفته می شود:

،تورم برای رشد اقتصاد الزم است یعنی بگذار از پشت به تو بزنند برای رشدت؛ ماليات وظيفه ،ی شهروند است یعنی شهروند باید تن به سرقتِ نهادینه بدهد؛ ،عرفان یعنی مغزت را خاموش کن یعنی خودت را به مرشد و سلسله مراتب بسپار؛ چاکرا باز کردن هم در همين منطق، چيزی جز نسخه ی نرم تر و بزک شده ی همان تن سپاری نيست.

در این دستگاه، اسم های مختلف عوض می ،شوند اما ساختار عوض نمی شود.

همه ی آن ها دارند سرقت و تجاوز را توجيه می کنند و روی آن اسم های آبرومند می گذارند:

اسمش را می ،گذارند اقتصاد اسمش را می ،گذارند رشد اسمش را می ،گذارند معنویت