Page 533
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 533 در تبادل داوطلبانه ی مردم، و در زیستِ آزاد حفظ شود؛ نه در دستگاه های حکومتی، نه در انحصار کاهنانِ دولتی، و نه در سازوکارهای بوروکراتيکِ قدرت.
دولت، شرّ موقت است ؛ آهسته به انتهای نظریه و ضرورت وجود حضرت ولیعصر (عج) می رسیم کسی که انحصارات دولت را به عنوان یک واقعيتِ حاضر می پذیرد، اما فقط با این شرط که این انحصارات باید دائماً به نفعِ حقوق مالکيت فردی عقب نشينی کنند، سلب شوند، و به بازار و جامعه واگذار شوند، با کسی که به اسمِ ملی گرایی و ميهن دوستی، دولت پرست است، زمين تا آسمان فرق دارد. این دو را نباید یکی گرفت. انجام امورِ مشاع، مانند دفاع از تماميت ارضی، به این معنا نيست که انحصارِ قدرت و خشونت باید برای هميشه در دست دولت بماند. در این جا چيزی به نام وضعِ ابدی نداریم. باید عمل گرایانه، مداوم، و با ستاره ی قطبیِ آزادی، از انحصارات قدرت کم کرد و آن ها را به سمتِ بازار، نظمِ خودجوش، و قراردادهای داوطلبانه عقب راند. از همين منظر، دولت را نه باید یک شبه و ،دیالکتيکی حذف کرد، و نه باید آن را اصلِ بدیهی و ابدی دانست. دولت شرّ موقت است. جامعه ی در حال پيشرفت، دائماً باید از انحصارات دولت کم کند تا منِ شهروند بتوانم آزادیِ عملِ بيشتری پيدا کنم. در عين حال، یک سرزمينِ مشاع هم وجود دارد که باید بر سرِ آن توافقِ جمعی داشته باشيم و در آن، از حقوق مالکيت یکدیگر دفاع کنيم؛ و این، در سطحِ فعلیِ تاریخ، قاعدتاً به ارتشِ ملی و دستگاه قضایی می رسد. این دقيقاً با منطقِ موجود نظریه که دولت را شرّ موقت می داند و عقب راندن آن را، نه حذفِ ناگهانی اش، مطلوب می شمارد . دولت پرستی، شرک است دولت پرستیِ آگاهانه، بدون شک شرک است. دولت پرست کسی است که برای خدا شریک قائل می ،شود، به اسمِ دولت؛ و در عمل به دنبالِ بردگی کردنِ دیگران است. از این جا باید نتيجه را روشن گفت: باید به یک نظمِ نهادی ملی که ابتدای کار آن یک ساختار آشنای دولت است کمک کرد تا کم ،کم امور را به بازار واگذار کند و هم زمان باید در برابر دولت پرستانِ مشرک هم ایستاد.
برای همين است که من با دو خطا، هم زمان مخالفم:
• با ليبرتارین هایی که هيچ نظریه ی منسجم و سازگاری با ایران و واقعياتِ روی زمين ندارند؛ •
و با ليبرالِ محافظه کاری که دولت را ستاره ی قطبی و اصلِ ثابت می داند. ما هيچ حالتِ سکونی نداریم: یا در حال رشدیم یا در حال زوال. پس باید یک ستاره ی قطبی داشته باشيم، و آن آزادی است، نه دولت. .قطب نمای ما ظهور حضرت وليعصر (عج) است و تا پایان کتاب هنوز برای پی بردن به این ضرورت حرف های بيشتری داریم