Page 148
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 148 مثال ها: یک مدرسه خاص ،یک دانشگاه خاص ،وزارت آموزش وپرورش ،یک بانک ،یک شرکت ،یک حزب ،یک بيمارستان ، یک مؤسسه خيریه ًسازمان معموال: اسم مشخص دارد ،اعضای مشخص دارد ،بودجه دارد ،مقررات داخلی دارد ،مدیر و کارمند دارد ، ،قابل ثبت، انحالل اصالح و ارزیابی است. تفاوت اصلی در یک جمله :نهاد الگوی پایدار قواعد و نقش ها در زندگی اجتماعی است و سازمان واحد ساختاریافته ای که درون آن الگوها اجرا می شوند یا برای تحقق آن ها ساخته می شود. نهاد معموالً ماهيتی انتزاعی، هنجاری و فرهنگی دارد. سازمان ماهيتی عينی، اداری و اجرایی دارد. آموزش به عنوان یک نهاد، یک الگوی اجتماعی اس .ت دانشگاه تهران یا یک دبيرستان سازمان است. نهاد یک حوزه بزرگ از زندگی اجتماعی را پوشش می دهد. سازمان یک واحد خاص در آن حوزه است. نهاد بيشتر با هنجار و مشروعيت سروکار دارد، سازمان با اداره و اجرا . نهاد می گوید: چه چيزی مشروع است؟ چه نقشی برای چه کسی تعریف شده؟ چه رفتاری پسندیده یا ناپسند است؟ سازمان می گوید: چه کسی مسئول است؟ چه واحدی چه کاری می کند؟ بودجه، زمان بندی و فرآیند چگونه است؟ نهاد می تواند بدون سازمان خاص هم وجود داشته باشد .بعضی نهادها حتی اگر سازمان های خاصشان تغيير کنند، باز باقی می مانن.د نهاد خانواده می ماند، حتی اگر شکل خانواده ها یا سازمان های مرتبط با آن عوض شوند .نهاد بازار می ماند، حتی اگر شرکت ها و بانک ها تغيير کنند .
سازمان معموالً تجسم یا ابزار نهاد است .بسياری از سازمان ها برای تحقق، حفظ، بازتوليد یا اجرای یک نهاد شکل می گيرند.
نسبت نهاد و سازمان : رابطه شان را می توان این گونه فهميد که نهادها به زندگی اجتماعی قاعده و معنا می دهند و سازمان ها به آن قواعد شکل اجرایی و عملياتی می دهند. پس سازمان بدون نهاد، غالباً دچار بی معنایی و بحران مشروعيت می شود؛ و نهاد بدون سازمان، در بسياری از موارد توان تثبيت و بازتوليد مؤثر خود را از دست می دهد .
جمع بندی نهایی این است که نهاد، قاعده مند شدنِ یک حوزه از زندگی اجتماعی است . سازمان، واحد مشخصی است که با ساختار معين برای تحقق اهداف خاص عمل می کن.د بنابراین: هر سازمان معموالً درون یک یا چند نهاد عمل می کند. هر نهاد ممکن است از طریق چندین سازمان تثبيت و اجرا شود. نهاد بيشتر به قواعد و مشروعيت مربوط است. سازمان بيشتر به ساختار و اجرا مربوط است. کاربست تمایز نهاد و سازمان در توصيف این نظریه پيش از نگارش کتاب گفته شد ه بود که در آن، دین ضد نهاد معرفی شده است. اما توضيح من دقيق تر این است: