Page 304

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 304 کس دیگری ادعا می کند که دین نيست، مهمل می گوید. آن ها در تالش اندeschaton را «این جهانی» کنند؛ می »خواهند پایان «تاریخ را به وجود آورند. آخر این دیگر اگر دین نيست، چيست؟ می گویند می خواهند به اتوپيا برسند، اما بعد ادعا می کنند اتوپيا نيست.

می گویند دولت «رو به زوال می رود»، در حالی که خودشان خواهان دولت بيشترند. مارکس ادعا می کرد ایدئولوژی نيست، در حالی که آشکارا ایدئولوژی است. این ها همه مهمل است. پس به حرف هایشان نگاه نکن؛ به کارهایشان نگاه کن. این یک فرقه آخرالزمانی ،است ساده و روشن . پس با نيت رسيدن به پایان تاریخ برای یکی شدن به صورت ،خدا تصميم گرفته اند که بهترین راهش شتاب دادن به توسعه جامعه است .من می گویم خيلی خب، اگر می خواهيد جامعه توسعه پيدا کند، پس باید زنجيرهای بردگی، زنجيرهای فئوداليسم، زنجيرهای ماليات، مقررات و تورم و ربای اجباری بانک مرکزی را از ميان برداریم؛ چيزهایی که همه مانع توسعه جامعه اند .اگر برده ،نباشيم خيلی بهتر عمل می،کنيم و بنابراین پيشرفت حاصل می شود .اما این منظور آن ها از «توسعه »جامعه نيست. یادت باشد: هدف آن ها رسيدن به «پایان تاریخ» است. و این یعنی چه؟ یعنی پایان نوع بشر. آن ها یک فرقه آخرالزمانی اند .و چيزی که می خواهند انجام ،دهند نابود کردن نوع بشر است .کمونيسم در کامبوج شکست نخورد؛ موفق ،شد و شمار قربانيانش این را نشان می دهد .آن ها می خواهند روند پایان تاریخ را شتاب ،دهند و برای همين پليس ،دولتی ،گوالگ گرسنگی گسترده را وارد می کنند؛ این ها بخشی از فرایند ،است نه یک اشتباه . جمهوری اسالمی در دی ماه1404

،شکست نخورد بلکه پيروز شد! در سوریه شکست نخورد بلکه پيروز شد در ادامه دار کردن جنگ .با صدام بعد از فتح خرمشهر با صدها هزار شهيد، ضرر نکرد بلکه سود برد این موارد بخشی از"فرایند" هستند و نه" .اشتباه" حال مشخص تر می شود که تأکيد من بر" تعریف نقطه شکست به عنوان یکی از.جلوه های عملی ایمان به توحيد خدا چه معنایی داشت "

نقطه شکست و توحيد عملی کسی که «نقطه»شکست برای خود تعيين ،نکرده در هيچ زمينه ای و همواره مدعی پيروزی ،است در واقع خدا را به مبارزه طلبيده است؛ چرا که فقط خداست که همواره پيروز است و او می خواهد خود را خدایی جدید بنامد. خطایی که از ابتدای تاریخ، از زمان فراعنه تا امروز، بدون توقف تکرار شده است و نتيجه آن نيز دیده شده است. حتماً به یاد دارید که من شش سال است به طور مداوم می گویم: نقطه شکست شما چيست؟ هيچ گاه پاسخی نگرفته ام. تعيين نقطه پذیرش ،شکست یکی از جلوه های توحيد عملی است. استراتژیستی پيروز است که اصل توحيد را در تمام شئون زندگی خود پذیرفته و خود را در برابر این حقيقت که پيروز مطلق فقط خداست، تسليم کرده است. نقطه شکست، دین، و پذیرش محدودیت انس ان؛ انسان قابل اعتماد کیست؟ انسانِ قابل اعتماد، انسانی است که هميشه «نقطه شکست» دارد. چون انسان حتماً شکست می خورد؛ حتماً در حوزه هایی پيروز می شود و در حوزه هایی شکست می خورد. انسانی نقطه شکست دارد که می داند او خدا نيست. در واقع، به انسانِ خداگونه باور ندارد. انسانی که نقطه شکست دارد، در ذات و درونش دین و تسليم در برابر اراده خدا وجود دارد .