Page 560

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 560 را بفهمد، بهتر است در تشخيص خرافات خيلی اعتماد به نفس نشان ندهد. گرچه، علمی که آنان با دولتی کردن علم می گویند، وگرنه علم این حرف ها را نمی.زند. چه بسا با همان دیوید هيوم و نقدهایش بتوان بسياری از خود این دسته را در پاسخگویی منطقی ناتوان کرد اما بگذارید تا اینجا که آمدیم یک حقيقت دیگر را هم بفهميم. وقتی متوجه شویم کل بنيان"جمع گرایی" از ریشه خرافه بزرگی به نام عرفان درآمده، آنگاه دقيق تر می فهميم که تحليل دقيق رفتارهای دولت ها در سياست در شکل ژئوپليتيک که خودش یک علم جمع گرایانه است، فرق هویتی با فالگيری ندارد. این که عده ای می گویند تحليل ژئوپليتيک، فالگيری نيست اشتباه می کنند چون بنيان هردو عرفانی و شيطانی است و تنها دليل آن که ژئوپليتيک را با فالگيری یکی نمی دانيم این است که با پدیده های عينی تری مواجهيم که می توانيم بهتر مشاهده کنيم. وگرنه .ریشه هردو یک چيز است. جامعه شناسی و علوم جمع گرایانه دیگر نيز چنين بنيان هایی دارند منتها دوستان گاهی نمی دانند از چه حرف می زنند. ولی دست کم در نظریه آزادی فهميدیم که من بهتر می توانم بفهمم هرکس که از علم، عرفان، تاریخ، دین و مسائل مشابه حرف می زند از چه حرف می!زند حتی اگر درست بگویند، باز هم زمينِ آن ها زمينِ شيطان است من تعجبی نمی کنم اگر کسی بگوید در کالسِ فالن فرقه ی عرفانی شفا گرفته، یا فالن فال را برایش گرفته اند و عيناً درست از آب درآمده است. حتی اگر واقعاً یک اوراکلِ واقعی پيدا کنيد و صدایش را هم ضبط کنيد، باز ممکن است بخش بزرگی از حرف هایش درست باشد. مسئله اصالً این نيست که همه چيز باید از اول تا آخر دروغِ محض باشد. مسئله این است که شما هیچ وقت نخواهید فهمید در کدام جمله، در کدام نقطه، و در کدام توصیه، برایتان تله گذاشته شده است تا همان جا بيفتيد در دام و کار تمام شود. دگر حتی فرصت توبه ای نيز وجود ندارد چون ناغاف.لی است شيطان همواره می گوید که هميشه فرصت هست، خداوند هم می فرماید هميشه فرصت هست. شيطان برای تعویق توبه و رهایی می گوید و خدا از بخشندگی برای آزادی انسان می .گوید هر زمان توبه کردی پذیرنده است از همين جاست که خطرِ اصلی روشن می شود: فالگيرِ خطرناک، مرشدِ خطرناک، شفادهنده ًی خطرناک، و اوراکلِ خطرناک، لزوما کسی نيست که هميشه غلط بگوید. آن که هميشه غلط بگوید زود لو می رود. خطرناک تر، کسی است که بارها درست بگوید، بارها نتيجه بدهد، بارها اعتماد بسازد، و بعد دقيقاً در همان نقطه ی الزم، تو را هل بدهد به سمتی که دیگر اراده ی آزادِ تو عمالً از کار بيفتد. مگر کم داشتيم در سياستمداران مشهور که ادعای خدایی می کردند یا می گفتند خدا از دهان آنان سخن گفته یا با یک آبنبات و قندی یک بچه ای را شفا داده اند؟ اما سرن وشت آنان همان شد که ابليس تدارک دیده است. در آخرین لحظاتی که فکر نمی کنند، در اوج یقين، ابليس چهارپایه را زیر پایشان می.کشد