Page 585

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 585 شما باید نظرتان راجع به هر چيز، از یک نظام صوریِ منسجمِ اصل موضوعی در همان حوزه پيروی کند. من نشان داده ام که دین چنين ظرفيتی دارد. تاریخ هم همين طور است. ژئوپليتيک هم همين طور است. فيزیک هم همين طور است.

اگر کسی بخواهد بدون چنين نظمی درباره ی تاریخ یا سياست یا دین یا تمدن نظر بدهد، ناگزیر در دامِ تحریف می افتد.

برای همين است که می گویم زیر بارِ تحریفِ تاریخی نروید؛ تحریفی که برای شما، چه در سطح داخلی و چه خارجی، جنگ به ارمغان می آورد. حقيقت، دیر یا زود، خودش را نشان می دهد. و روزبه روز همه چيز شفاف تر می شود.

از همين جاست که دوباره باید آن خط روشن را تکرار کرد: دین ضد خرافه است؛ عرفان عین خرافه است.

قربانی کردن انسان، زرتشت، و نقطه ی تحریف زرتشت هم قربانی کردنِ انسان را لغو کرد؛ ابراهيم هم آن را لغو کرد. این یکی از مهم ترین نقاطِ شباهت آن هاست.

اما تحریف از آن جا آغاز می شود که می گویند زرتشت قربانی کردنِ همه ی موجودات را لغو کرد. اگر چنين بود، یعنی ایرانيان این چند هزار سال گوشت نمی خوردند؟ تاریخ چنين چيزی به ما نمی گوید. پس این تحریف، سوراخ دارد. این گونه نبوده که ایرانيان گياه خوار بوده باشند و نسلِ پيروانِ ابراهيم گوشت می خورده باشند. تاریخ چنين شکافِ بنيادی ای را به ما نمی دهد.

پس آن چه از زرتشت امروز مانده، در نظریه آزادی ً، تقریبا عرفانِ زرتشتی است؛ نه خودِ زرتشتِ آغازین. تحریفات به قدری زیاد بوده که این سنت، حتی همان۱۴۰۰ سال پيش، شروع به محو شدن کرد؛ چون دیگر کار نمی کرد و مخرب شده بود.

و از همين جاست که من از اصول موضوعه ای که از زرتشت می فهمم، به این نتيجه می رسم که خودِ او، برای زمانِ خودش و پيش از تحریف، بهترین نوعِ دین بوده است.

فتنه اول، برابری، و نسبت ایرانيان با تشيع فتنه اول مسلمانان بر سر عثمان بود. در آن فضا، به ایرانيان گفته می شد شما «باغ قریش» هستيد؛ یعنی نوعی برتری نژادی و منزلتی ميان قریشی و دیگران ساخته می شد. اما کوفيان، که بخش مهمی از آنان ایرانی بودند، در برابر این تحریف ایستادند و گفتند: حضرت محمد صلی اهلل عليه وآله آمده بود تا همين برتری ها را لغو کند؛ این حرف ها دیگر چيست؟ در همين چارچوب است که رفتن حضرت علی عليه السالم به کوفه معنای عميق تری پيدا می کند. او فقط پایتخت را جابه جا نکرد؛ به نوعی رفت تا همان ابتدا این تحریف را بشکند و روشن کند که همه برابرند و کسی حق ندارد به نام قریش، نژاد، قبيله، یا سابقه، برای خود امتياز ذاتی قائل شود.

از همين جاست که بعضی چيزها در ناخودآگاه جمعی ایرانيان بی دليل جا نيفتاده است. این که به کودکی که می خواهد برای اولين بار روی دو پا راه برود می گویند «بگو یا علی»، اسمش عرب پرستی نيست. این، نشانه ی پيوندی عميق تر است؛ پيوندی که ایرانيان ميان