Page 693
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 693 کرده باشد .این گزاره با ذات آزادی سازگار است و سيستم را کامل می کند .دین در اینجا منبعی از «حقيقت عينی» است که گزاره های صحيح حقوقی را ارائه می ،دهد نه ًصرفا مجموعه ای از داستان های تاریخی مشکوک. بدون در نظر گرفتن ،دین ما چيزی به نام «حقوق مالکيت» نداریم. قانون طبيعی بشر به صورت «پيشادینی» قانون زور است . به صورت دیالکتيکی، انسان با دستگاه فکری خودش زور را توجيه می کند. .که این را هم مفصل بررسی کردیم اگر چيزی به اسم آزادی فهميدید که ازش تئوری های مختلف در ،بيارید مدیون ادیان و پيامبران هستيد . و اما سومين روش معرفت شناسی یعنی وحی منبع انتقال مفهوم آزادی و حقوق مالکيت فردی به انسان و مسئله وحی نبوی و ختم نبوت .و تکميل شدن دین ج) وحی بخشی از حقيقت وحی در نظریه آزادی با دو اصل ناتماميت گودل هم قبالً اثبات کردیم که ما نياز به یک نظام صوری بيرونی، ورای این دو، داریم تا گزاره های درستی را که قابليت اثبات یا رد اکسيوماتيک ندارند، از طریقی دریافت کنيم ، در واقع نياز به"خبری از بيرون خودمان" داریم ؛ و دریافت کردیم و می کنيم . در زبان دین، این همان وحی است. کم وکیف وحی را اما نمی دانیم که دقیقاً چگونه است اما شرط الزم و کافی برای حقانیت نظام صوری منسجم .اصل موضوعی برای حقوق مالکیت فردی یعنی دین است کل این بحث را ،از خردگرایی و تجربه گرایی و وحی می گویيم معرفت شناسی ًو اصل دعوا و محل نزاع تمام مکاتب تاریخی دقيقا همينجاست، دعوای مابين تشخيص این است که وحی چيست و تفاوت آن با کشف و شهود عرفانی چيست. اگر پاسخ این را بدهيم دیگر محل نزاعی باقی نمی.ماند آزادی، قانون طبیعی، و وحی پیامبران آزادی، پیشادینی نیست قبالً اثبات کردیم که مفهوم آزادی، به شکل عينی و آبجکتيو، که قابليت تبدیل به اصول موضوعه توافق ،پذیر داشته باشد پيشادینی نيست. یعنی آن چيزی که به اسم «قانون طبيعی» و به تبع آن «حقوق طبيعی» می گویند، قلب و وارونگی واقعيت