Page 574

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 574 ها و دانش عمومی در دسترس همه با همان بنيان های روش شناسی و معرفت شناسی و استداللی که در اختيار همه است این کتاب را نوشتم. هيچ ارتباط ماورایی یا خاص یا انحصاری برای من وجود نداشته و ندارد و حتی نمی توانم ادعا کنم آنچه که از دین خدا می گویم اصل دین است بلکه فقط نظریه ای نوشتم که به داوری هوش مصنوعی جنرال امروز، اثبات می کنم تنها چيزی است که از فهم ما از دین و مکاتب دیگر پاسخگو است. من به عنوان یک بنده خدا با بسياری از گناهان و خطاها هيچ گاه در مخيالتم هم نمی گنجد به چيزی بيش از آن که به همه انسان ها عرضه شده دسترسی داشته باشم. همواره یادآوری می کنم تا" شخصيت من به نظریه آزادی؛ و نظریه آزادی به دین خدا" .گره نخورد. از فردای انتشار این کتاب هم ممکن است من بر خالف آن چه در نظریه آزادی نوشتم عمل کنم و فریب بخورم نظریه آزادی یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی شبيه ریاضيات است و دیگر متعلق به یک ریاضيدان خا .ص هم نخواهد بود هر فکر دیگری جز این، هم خيانت به من است و هم خيانت به حقيقت. هر زمان برای من نقشی بيش از تحلیل گر و حل کننده ی معادالت ریاضی و منطقی قائل شدید، منحرف شده اید . اگ ر هم خودم روزی، تلویحاً یا صریحاً، برای خود نقشی الهی، متافيزیکی، یا نيابتِ امام زمانی قائل شدم، همان لحظه و بدون فوت وقت، باید عليه من موضع بگيرید و بدانيد یک انحراف عظيم در من برخالف بنيان .های آکسيوماتيک نظریه آزادی شکل گرفته است اما نظریه ی آزادی ، پایه ی منطقی و ریاضی دارد. آن دیگر مالِ شماست، حتی اگر من منحرف شوم. من در تحليل ،گری و حلِ معادله فعالً از بسياری از شما یا شاید از همه ی شما برترم؛ همان طور که خيلی ها نيز در حوزه های دیگر از من برترند. اما این برتری ها هم موقتی اند و به معنای برتری ذات انسان یا یک فرد نسبت به دیگر افراد و انسان ها نيست و هيچ حق اضافه ای بيش از حقوقی که خداوند برای همگان تعيين کرده است را ایجاد نمی .کند مهم این است که توهّم نزنيم که نزدِ خدا برتریم. ارزشِ جانِ من و شما نزدِ خدا یکسان است. اگر چيزی در ای ن مسير ارزش دارد، نه شخصِ من، بلکه درستیِ معادله و صحتِ نظریه است.

چرا این تذکر مهم است؟ این تذکر فقط برای حفظِ تواضعِ شخصی نيست؛ برای حفظِ خودِ نظریه است. اگر نظریه به شخص گره بخورد، با لغزشِ شخص، نظریه هم فرو می ریزد. اما اگر نظریه بر منطق، صورت بندیِ ریاضی، و انسجامِ درونی استوار باشد، از شخص مستقل می شود و می تواند باقی بماند، حتی اگر حاملِ آن در جایی خطا کند.

،در این چارچوب، خطرِ اصلی مرادسازی و قدسی کردنِ حاملِ نظریه است. دقيقاً همان چيزی که این کتاب در سراسر خود با آن می جنگد: ،تبدیلِ انسان به مرجعِ متافيزیکی تبدیلِ تحليل،گر به مرشد و تبدیلِ کشفِ یک معادله به ساختنِ یک سلسله مراتبِ قدسی . برای همين است که این مرز باید صریح بماند : نظریه، اگر درست باشد، از آنِ همگان است. ِو شخص، اگر منحرف شود، باید در برابر همان نظریه سنجيده و حتی نقد شود. نظریه آزادی تالشی است برای تدبر در نشانه های خداوند و یافتن صورت دیگری از معجزه قرآن .که محدود به زمان و مکان نيست