Page 599

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 599 فهم مجدد از وحی: کشف دوباره، نه آوردنِ دین جدید حاال من می خواهم بگویم که آقا، برای من الهاماتی شد؛ الهاماتی که به شما هم می شود. شما نيز اگر همين مسيرِ مبتنی بر عدم نقض حقوق مالکيت دیگران را بروید، این الهامات به شما هم می شود. به من اعوذ باهلل که اتفاق خاصی نسبت به دیگران رخ نداده است . من حرفِ پيامبر حضرت محمد (ص) را به برداشت خودم با یک بنيان استداللی مبتنی بر نظام های منسجم اصل موضوعی به داوری ماشين هوش مصنوعی جنرال را دارم می زنم و چيز جدیدی نمی گویم. من فقط یک خط از دوران کامپيوتر و زبان آن را به یاد داشتم و فهميدم که این همان کليد مسئله است. به زب ان کامپيوتر، اگر زمان پيامبر )اکرم (ص زبان کامپيوتر بود، احتماالً همين معنا را با اصطالحاتی از سنخ «نظام صوریِ سازگار و منسجمِ آکسيوماتيک» یا همان consistent axiomatic formal system بيان می کر د و کامل و دقيق و اشتباهاتی که امکان دارد من مرتکب شده باشم را نداشت. چرا که معجزه او از جنس کتاب است و کتاب خودش دقيقاً به معنای زبان های صوری و نظام های صوری است و چون اصولی دارد آکسيوماتيک است و چون تناقضی در معجزه کتاب او نيست سازگار و کانسيستنت است! و )چه بسيار بخش هایی است که تأویل و تفسير آن مختص خود اهل بيت (ع و برای فهم آن ها باید صبر کنيم. اما تا .اینجا فهم من چنين بوده است و در این مسير نيز با تکيه بر همان اصول، راه برای من شفاف تر شد تحدی قرآن و بازکشفِ اصول در زمانه های مختلف یعنی اگر افراد هميشه به سمتی برو ن د که آن اصلِ پيامبر و اصولِ پيامبر و قرآن را در آن دست کاری نکن ن ،د، خودش تفسير به رأی نکند ،و فقط بر اصول آزادی، حقوق مالکيت، حقوق الهی و کار خير بایستد، آنگاه هرچه مطابق زمان، فناوری جدیدی پدید آید صورت مسئله ای تازه پيش بياید، یا شرایط زندگی پيچيده تر شود، باز هم می تواند از دل همان اصول، پاسخ مسئله جدید را پيدا کند و در مهمترین بخش ممکن یعنی نظام معرفت شناسی خودش را بر مبنای خردگرایی و تجربه گرایی و قلبش با حفظ حقوق مالکيت فردی حفظ کند و از آزادی خودش دفاع کند . من می گویم اکنون من به فراخور حالِ زمان خودم این پاسخ را پيدا کرده ام. همان حرف است؛ من چيز جدیدی نگفته.ام شما هم صد سال دیگر، به فراخور زمان خودتان، همين را پيدا می کنيد. صد سال دیگر نيز کسی پيدا می شود و میِگوید آقا، بيایيد درباره این نظام صوری consistent سخن بگویيم؛ و باز از همان راه به همين پاسخ می رسد. دوباره به جوابی می رسد که هيچ کس نمی تواند مشابه واقعی آن را توليد کند. به این معنا، اصلِ تحدی قرآن نيز دوباره حفظ می شود.

نکته اصلی این است که این ،جا سخن از آوردنِ وحی جدید دین جدید، یا اصل موضوعه های تازه نيست؛ سخن فقط از کشفِ دوباره و فهمِ دوباره همان اصول در ظرف زمانه های متفاوت است. یعنی پيامبر، اصلِ سازگار و منسجم را آورده است؛ اما انسان ها در دوره های مختلف، در مواجهه با مسائل تازه، می توانند به فراخور ابزارها و زبان و دانش زمانه خود، دوباره آن را بفهمند، بازکشف کنند، و صورت بندی کنند. از این جهت، اگر چيزی به من الهام شده باشد، از سنخ حرف جدید یا کار جدید یا خود استثنا بينی نيست؛ بلکه از سنخ فهميدنِ بهترِ همان چيزی است که از قبل در وحی نبوی وجود داشته و من فقط کليد بيانِ مناسبِ آن را در زبان زمانه خود برای مشکل اصلی همين زمان پيدا کرده ام.