Page 673

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 673 پیروی مکن. برای هر یک از شما شریعت و راه روشنی قرار دادیم. و اگر خدا می خواست همه شما را امت واحدی قرار می داد، ولی می خواهد شما را در آنچه به شما داده امتحان کند؛ پس به سوی کارهای نیک بر یکدیگر پیشی گیرید. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ پس شما را به آنچه هم واره درباره آن .اختالف می کردید، آگاه می کند فقرزدایی موزایيکی و بسط آزادی ، از همسایه تا جامعه این جمالت مشهور که" .چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" و یا توصيه اکيد به ارجحيت کمک به همسایه ، نشان می دهد که دقيقاً مانند مبحث"امنيت که در نظم اجتماعی مبتنی بر حقوق مالکيت فردی، موزایيکی است و موزایيکی بسط پيدا می کند." تثبيت فرهنگ کمک به فقرا و نيازمندان و کاهش فقر هم نه دستوری و متمرکز و دولتی بلکه آن نيز موزایيکی است. یعنی از نزدیک ترین جا که خود فرد است دفاع از آزادی و حقوق مالکيت فردی شروع می شود و از همسایگی خودش و اطرافيان خودش بسط پيدا می ًکند. دقيقا مشابه همان مراحلی که پيامبر اسالم حضرت محمد (ص) اول از نزدیک ترین های خودش دعوت را شروع کرد و بعد آشنایان و نزدیکان و بعد به تدریج این دعوت شکل عام به خودش گرفت. چون ابتدا باید یک نظمی مبتنی بر حقوق مالکيت فردی در یک جمع کوچک حاصل شود و بعد بتوان ادعا کرد که یک نمونه موفقی وجود دارد تا دیگران در بازار آزاد نمونه ها با اراده آزاد خودشان این نظم .اجتماعی را بپذیرند دقيقاً همين نقد را به سوسياليست ها و کمونيست ها هميشه داشته ام. شما اول در حد یک گروه تلگرامی و یک جمع صد نفره یک نظمی با نظریات دیالکتيکی خودتان بسازید و ما موفق بودن آن را ببينيم بعد از شما بپذیریم. به زور که نمی شود. فقرزدایی در نظم اجتماعی مبتنی بر حقوق مالکيت فردی و دین نيز به همين شکل است و موزایيکی است. شما با عملکرد خودتان است که دیگران را جذب می کنيد و نظم اجتماعی شما با عملکرد خودش است که دیگران را جذب می.کند این که تورم پنجاه درصدی و این همه ناکارآمدی داشته باشی و بخواهی انقالب خودت را قدرت سخت نظامی صادر کنی هيچ جایی در نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای حقوق مالکيت فردی ندارد .و کامال بنيان دیالکتيکی دارد اصول حداقلی، حافظه جمعی، و حفظ نيم برگ قانون بنيادین تمام بنيان های این مسير، همان قواعد و هنجارهای نانوشته و توافق شده ای هستند که بازار با آنان کار می کند و ضمانت آن این است که "همه شهروندان دست کم اصول حداقلی، قابل جا شدن روی نيم برگ کاغذ و مقياس پذیر و بدون شبهه و عينی و توافق پذیر " را خودشان یاد بگيرند و حفظ کنند و در حفظ آن کوشا باشند تا نياز به مفسر در اصول بنيادین نهادی وجود نداشته باشد. اگر مثال هندسه اقليدسی و اصول موضوعه اش را خاطرتان باشد، من با همان دانستن" اصول موضوعه حداقلی و عينی که روی نيم برگ کاغذ جا می شود" کل این کتاب را از ابتدا رمزگشایی کردم و نوشتم. در واقع حفظ آن اصول موضوعه، باعث می شود حتی بعد از 1400

سال بتوانی تمام دینی را که حذف و تحریف و پنهان کرده اند و تاریخی که جعل کرده اند را بازسازی کنی و حقيقت را پيدا