Page 561
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 561 شفا و قدرت و شهرت رایگان نيست؛ قراردادِ بندگی پشتِ آن است اما آن شفا هم رایگان نيست. شما در واقع دارید یک قراردادِ بندگی امضا می کنيد. و در برابرِ آن، باید قربانی تقدیمِ خدایانِ جدیدتان کنيد. قيمتِ آن شفا، قيمتِ آن مراد، و قيمتِ آن نتيجه، در نهایت فروختنِ خودِ شما ست. سياستمداران، گروه های مخفی سياسی و عرفانی و احزاب و صاحبان قدرت انحصارگرایانه، همگی از شما طلب بندگی و اطاعت و قربانی می کنند اما شما را مشهور و محبوب می کنند. در واقع این همان متاع دنيا است که برای آن باید بردگی شيطان کنيد و خداوند آن را بی ارزش می داند و احادیث از بی ارزشی .آن گفته اند اما مانند هميشه حقيقت دین را وارونه می کنند که هرگونه ثروت افزایی و رفاه دنيوی متاع بی ارزش است که این هم از آن تهمت های آشکار است. هر ثروت و رفاهی که بدون نقض حقوق مالکيت فردی دیگران و بدون آسيب تعمدی و بی ،مسئوليتی به محيط زیست باشد از دید دین آبادگری است و پسندیده است و بر آن اساس حتی مالکيت زمين های مرده تعيين می.شود شفای بيماری، به قيمتِ فروختنِ خود؟ این همان پرسشی است که باید از اول از خود پرسيد.
ِچون در منطق نظریه آزادی ، هرجا نتيجه ای از زمينِ شيطان به دست بياید، بهایش از جایی دیگر گرفته می شود.
اگر هم از همان اول همه ی هزینه را مطالبه نکنند، به این معنا نيست که هزینه ای در کار نيست؛ فقط یعنی قرارداد، مرحله ای و خزنده است. اول اعتماد می،گيرند بعد وابستگی می،سازند بعد اراده ی آزاد را تضعيف می،کنند و بعد، آن جا که الزم شد، قيمت را طلب می کنند . به این دليل است که خداوند در قرآن می فرماید که با خدا معامله کنيد و هيچکس از او به عهد خود وفادارتر نيست و کاالیی که از معامله با خدا به دست می .آید بنيانش آزادی است و رضایت او قيمتِ مرادها و خدایانِ جدید ،این قيمت، در شدیدترین صورتِ تاریخیِ خود قربانی دادنِ کودکان به خدایانِ جدید بوده است . ِاز مولوخ و بعل تا ضحاک ماردوش، از دولت هایی که در کف خيابان یا در جنگ، کودکان و جوانان را قربانی می کنند، تا انواعِ پرستش های جدید، این الگو در سراسر تاریخ و در سراسر کره ی زمين حضور داشته و هنوز هم حضور دارد. آن زمانی که در شهرهای ایران، بت های بعل و مولوخ ساختند (که خود عمل ساختن بت حرام است) و آتش زدند (که دقيقاً به مدل مناسک شيطانی بود) آن هم بعد از کشته های زیادی که سی و سه روز قبل تر در دی ماه1404
بود و من بارها در شبکه های اجتماعی گفتم چنين چيزی در مملکت حضرت وليعصر و صحن امام رضا (ع) در سرزمين آزادی و ایمان، تحمل ناپذیر است، بنيانی داشت که برای فهم آن باید چند صد صفحه خوانده می .شد