Page 40

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 40 نزدیک شده اند اما منشأ حق را توضيح نداده اند. برخی مالکيت را فهميده اند اما ضمانت نهایی آن را ندارند. برخی با دولت جنگيده اند اما به نظام اجتماعی پایدار نرسيده اند. برخی عدالت خواسته اند اما مالکيت را نابود کرده اند. این بخش، ميدان حذف تدریجی مکاتب ناسازگار است.

در مرحله بعد، کتاب وارد معرفت شناسی می شود. اینجا پرسش اصلی این است: انسان حقيقت را از کجا می شناسد؟ از تجربه؟ عقل؟ بازار؟ تاریخ؟ وحی؟ کشف و شهود؟ در این بخش، مرز علم و دین، مرز عقل و وحی، مرز تجربه و الهام، و مرز عرفان و دین روشن می شود. علم برای توصيف پدیده های تجربی معتبر است، اما همه پرسش های انسان تجربی نيستند. پرسش از آگاهی، مرگ، پيش از تولد، معنای نهایی، منشأ حق و حساب رسی نهایی، به روش علمی محدود پاسخ کامل نمی گيرد. اینجاست که دو راه باقی می ماند: عرفان یا وحی. کتاب نشان می دهد چرا عرفان به کثرت برد اشت، دولت پرستی و نقض مالکيت می ،رسد و چرا وحی، اگر درست فهميده شود راه حفظ آزادی است.

از معرفت شناسی، کتاب به گودل، نظام های صوری و ضرورت سازگاری می رسد. در این بخش، نشان داده می شود که آزادی، اگر بخواهد قابل دفاع باشد، باید به زبان نظام صوری درآید. اصول موضوعه باید متناهی، روشن، غيرمتناقض و قابل استنتاج باشند. اگر دستگاهی نتواند اصول خود را بدون تناقض بيان کند، نمی تواند مدعی هدایت انسان، اخالق، قانون یا تمدن باشد. این بحث مقدمه ورود به بحران هوش مصنوعی است.

در بخش هوش مصنوعی، کتاب به نقطه تحدی خود می رسد. اگر مدعيان دین، فلسفه، اخالق، عدالت یا سياست نتوانند یک نظام اخالقی سازگار برای ماشين بنویسند، ادعای آنان درباره انسان نيز زیر سؤال می رود. ماشين اراده آزاد ندارد؛ اگر نتوان آن را با نظام اخالقی سازگار مهار کرد، چگونه می توان مدعی هدایت انسان آزاد و مختار شد؟ در اینجا نظریه آزادی می گوید دین حقيقی، چون نظام صوری دفاع از حقوق مالکيت فردی است، می تواند به زبان ماشين ترجمه شود. این بخش، آزمون بزرگ نظریه است: آیا دین می تواند در عصر هوش مصنوعی، دوباره به ميدان تم دن بازگردد؟ پس از آن، کتاب به مهدویت و ظهور می رسد. در اینجا مهدویت از حالت شعار احساسی یا انتظار مبهم بيرون می آید و در نسبت با آزادی، دولت، اراده آزاد، عدالت، عقالنيت و پایان دولت های طاغوتی فهميده می شود. ظهور، در این خوانش، نه مجوز انفعال است، نه بهانه حکومت سازی غيرمعصوم، نه ابزار فرقه سازی. ظهور افق نهایی رفع سلطه دولت های ناقض مالکيت و تحقق کامل .تر عدالت است بدون مهدویت، نظریه آزادی افق تاریخی نهایی خود را از دست می دهد؛ و بدون آزادی، مهدویت به سوءتفاهم سياسی یا عرفانی تبدیل می شود.

در بخش های پایانی، کتاب از نظریه به برنامه اجرایی می رسد. اینجا بحث فقط نقد فلسفی و تاریخی نيست؛ پرسش این است که ایران چگونه می تواند از نظم معيوب دولتی به نظم آزاد مالکانه گذار کند؟ در این بخش، گام هایی مانند توقف اصالحات دستوری، تثبيت مالکيت های غيرمناقشه ای، شفاف سازی دارایی ها و بدهی های دولت، ایجاد زیرساخت حقوقی انتقال امن مالکيت، آزادسازی قراردادها