Page 744

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 744 همچنين ناعادالنه است؛ کسی که خانه بزرگ تر، خودروی بيشتر، کارخانه رانتی تر، دسترسی بيشتر و مصرف باالتر دارد، بيشتر از یارانه پنهان استفاده می کند. فقير کمتر مصرف می کند، اما سهم او از منبع مشترک توسط مصرف کننده بزرگ تر بلعيده می شود.

پس ارزان فروشی دولتی نيز نقض مالکيت است؛ چون سهم مردم کم مصرف را به مردم پرمصرف منتقل می کند، آن هم بدون قرارداد.

راه حل نظریه آزادی این است که انرژی از «یارانه» به «مالکيت» تبدیل شود.

هر شهروند باید سهمی روشن، قابل محاسبه و قابل انتقال از منابع انرژی داشته باشد. این سهم می ،تواند در قالب اعتبار انرژی، حق انرژی سهم نفت و گاز، یا واحد مالکيت انرژی تعریف شود. نام آن مهم نيست؛ مهم این است که از حالت لطف دولت خارج شود و به حق مالکانه تبدیل شود.

قاعده چنين است:

هر انسان زنده شهروند، سهمی برابر از منابع مشاع انرژی دارد؛ اگر مصرف کرد، از سهم خود استفاده کرده است؛ اگر مصرف نکرد، حق دارد سهم استفاده نشده خود را بفروشد، ذخیره کند، منتقل کند یا در قرارداد به کار ببرد. .نوزادان فقط در اکتشافات جدید سهم خواهند داشت در این مدل، فقير کم مصرف دیگر قربانی ثروتمند پرمصرف نيست. اگر کمتر مصرف کند، درآمد می گيرد. اگر در روستا یا شهر کوچک مصرف کمی دارد، سهم اضافه اش را می فروشد. اگر خانواده ای صرفه جویی کند، پاداش واقعی می گيرد. اگر کارخانه ای انرژی بيشتری می خواهد، باید آن را از مالکان سهم انرژی بخرد یا خودش توليد کند.

در اینجا صرفه جویی دیگر دستور اخالقی دولت نیست؛ نتیجه مستقیم مالکیت است.

بازار سهم انرژی باید به تدریج شکل بگيرد. هر شهروند می تواند در دوره ای مشخص، مثالً ماهانه یا ساالنه، مقدار مشخصی حق انرژی دریافت کند. این حق می تواند بر اساس معادل انرژی تعریف شود، نه الزاماً فقط ليتر بنزین یا مترمکعب گاز. واحد انرژی باید بتواند به برق، گاز، بنزین، گازوئيل یا ارزش صادراتی انرژی قابل تبدیل و محاسبه باشد.

سپس:

کسی که مصرف می کند، از حساب انرژی خود خرج می کند.

کسی که کمتر مصرف می کند، مازاد را می فروشد.

کسی که بيشتر مصرف می کند، از بازار می خرد.

توليدکننده صنعتی، انرژی را از بازار می خرد.