Page 734

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 734 ایستگاه پایانی سفر؛ چه باید کرد؟ بسته نجات ایران بر بنياد نظریه آزادی گذار غيرشوک آور از نظم دولتیِ معيوب به نظم مالکانه، آزاد و مسئول .بحران ایران، در ریشه، بحران کمبود سياست اقتصادی نيست؛ بحران نقض حقوق مالکيت است تورم، نقض مالکيت پولی مردم است. کسری بودجه، نتيجه دولتِ بی حد و بی .مالک است رکود، نتيجه مجوز، ماليات، انحصار، پول دستکاری .شده و ناامنی مالکيت است

.بحران انرژی، نتيجه مالکيت مبهم نفت، گاز، برق، بنزین و گازوئيل است بحران صندوق های بازنشستگی، نتيجه تبدیل مالکيت آینده نيروی کار به وعده های دولتیِ بی.پشتوانه است بحران زمين و مسکن، نتيجه دولتی شدن قلمرو، طرح های تفصيلی، مرزهای دستوری شهرها، مجوز ساخت، تراکم فروشی، تورم پولی و .انحصار زیرساخت است بحران بنگاه های دولتی، نتيجه بی صاحب بودن دارایی، عمومی شدن زیان و رانتی.شدن سود است بحران اخالق ی نيز نتيجه زندگی در نظمی است که کار مفيد را جریمه می کند و نزدیکی به قدرت، رانت، داللی، بدهکاری ، تورم خواری و فرار از پول بد را پاداش می دهد. اما در بنياد، همه این بحران ها یک ریشه مشترک دارند: ابهام، نقض، تعلیق یا مصادره حقوق مالکیت فردی.

پس راه حل نمی تواند از جنس همان بحران باشد. با دولت بزرگ تر، قيمت گذاری دقيق تر، ماليات تازه تر، یارانه هدفمندتر، بانک مرکزی مستقل تر، وزارتخانه چابک تر، برنامه توسعه جدیدتر، خصوصی سازی رانتی، تنظيم گری پيچيده تر یا سياست گذاری هوشمندتر، نمی توان بحرانی را حل کرد که خودِ همين منطق پدید آورده است.

راه نجات ایران، بازگشت اجرایی به اصل بنيادین نظریه آزادی است : آزادی یعنی حقوق مالکیت فردی.

اما بازگشت به آزادی نباید شوک آور، انقالبی، دستوری، خصوصی سازی ،محور یا رهاسازی کور باشد. گذار مطلوب، گذار حقوقی تدریجی، مالکانه، غيرشوک آور، غيررانتی و قابل سنجش با اصل حقوق مالکيت است. آزادی اگر با شوک اجرا شود، به ضد خود تبدیل