Page 532

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 532 پوزیتيویستی است و نه فلسفه ی سوژه محور؛ فقط دین است ، چون فقط دین است که هم زمان هم از آزادی دفاع می کند، هم از حقوق مالکيت، و هم از عقل. کرولی، آیواس، و بازتولید همان شعار قدیمی آليستر کرولی، که با برخی چهره های مهمِ تاریخ علم و قدرت نيز نسبت و ارتباط داشته، یکی از مشهورترین اکالتيست .های معاصر است او مدعی شد که با موجودی متافيزیکی به نام آیواس ارتباط گرفته و از او «وحی» دریافت کرده است؛ و بر همين اساس، کتابی نوشت به نام کتاب شریعت. اما آن چه برای من مهم است، نه فقط شخص کرولی، بلکه محتوای تکرارشونده ی این مدعا ،ست. شعار او در هسته ی خود، چيز تازه ای نيست؛ همان مضمون قدیمیِ هزاران ساله است که در لباس های مختلف تکرار شده: "هر کاری می خواهی بکن" اناالحق؛ قانون عشق است.

از حکمت خسروانی گرفته تا بودا و مالصدرا و منصور حالج، بارها همين الگو را می بينيم: ،لغو مرز روشنِ خير و شر قدسی،کردنِ ميل و فروکاستنِ حق و باطل به تجربه، عشق، شهود، یا کشفِ درونی.

یک ایده، هزار لباس من مدل های شيک و بدلباس، خوش لباس و ژوليده، ایرانی و هندی، عرفان اسالمی و یهودی و مسيحی، نسخه های توهم توطئه ای، و نسخه های فيلسوف مآب مثل هگل را همه را بررسی کرده ام. نتيجه برای من روشن است:
یک ایده، هزار رنگ و لباس و بزک ودوزک. اما خروجی در همه شان یکی است: بردگی و نقض آزادی.

این را فقط در یک شاخه یا یک فرقه نمی بينم. از فالن شياد ،و ادعاهای شفا و اتصال تا آن که می گویند روی آب راه می،رود تا فال گير و تاروت کار و آسترولوژی،فروش تا مدل های فيلسوفِ دولت پرست مثل هگل و فرزند نامشروعش ،هایدگر تا نسخه های خرافاتی و نسخه های منطقی نما؛ همه را که کنار هم می گذارم، نتيجه یکی است: بندگی، نقض آزادی، جنایت، تجاوز، و قتل.

پادزهر چیست؟ پادزهرِ همه ی این ها یکی است: باور به اراده ی آزاد، ایمان به آزادی، و حقوق مالکیت.

اگر انسان، اراده،ی آزاد را جدی نگيرد ،اگر آزادی را اصل نگيرد و اگر حقوق مالکيت را به عنوان مرز عينیِ ميان انسان،ها نفهمد همه ی این جریان ها، با هر اسم و لباس و ژست و کتابی، دوباره او را به بندگی برمی گردانند.

یعنی اگر قرار باشد آزادی، حقوق مالکيت، و نظمِ انسانیِ غيرمتناقض را حفظ کنيم، باید از مسير وحیِ قابل صورت بندی و قابل ،فهم برویم نه از مسير کشف و شهود، مراد و مرید، یا مدعيانِ اتصال و الهامِ شخصی.

به همين دليل، دین را باید از حکومت ها پس گرفت. دین، وقتی در چنگ حکومت می افتد، یا به ابزار سرکوب تبدیل می شود یا مردم را چنان از خود متنفر می کند که ميدان برای همه ی این عرفان ها و دین سازی های تازه باز می شود. دین باید سینه به ،سینه، در نهاد بازار