Page 403
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 403 تجميع شده .شبکه های اجتماعی و پيام رسان ها به شکل مستند ذخيره کنند تا در دادگاه اثبات کنند که همه چيز لقمه آماده ای باشد برای سو استفاده شرکت های چند مليتی همدست با دولت های انحصارگر .به زیان شهروندان اصالً برایم مهم نيست اسناد و مدارک نهایی چه می گویند. چرا؟ تقصير مرد است، علی الخصوص سلبریتی؛ چون بدون رضایت نامه ِکتبی ،دختر یا اگر مستقل ،نيست بدون رضایت نامه ِکتبی ،والدینش با او معاشرت کرده است. به جای کتبی، حداقل باید جایی باشد که قابل پاک شدنِ دوطرفه نباشد، مثل پيامک. ما انتظار داریم مسئوليت پذیری و سن باالتر و قدرت بيشتر فيزیکیِو منطق مرد به این چيزها برسد. .در غير این صورت عواقب آن حق او است این که به آدم بگویند «متحجر» یا «بی هيجان» یا «چرا ناز کشيدن بلد نيستی و یک راست رفتی سر اصل مطلب»، بهتر است تا این که به او بگویند «متجاوز» یا حتی به ذهنشان خطور کند که تهمت تجاوز بزنند. اگر خيلی هم ماجرای بين این دو نفر کاری بوده است، با پدر طرف یک سالم وعليک بکنند تا پس فردا حرف و حدیثی برایشان پيش نياید. .یا قراری در یک مکان عمومی بگذارند وگرنه اکنون چه کسی می تواند تشخيص دهد که دختری با رضایت خودش به خانه سلبریتی ،رفته خودش هم ُد زی از داروی خواب آور مصرف ،کرده رابطه جنسی ،داشته فرصت اخاذی هم پيدا کرده ولی موفق نشده و حاال تهمت زده است؟ یا این که ًواقعا تجاوزی رخ داده است؟ هيچ کس نمی تواند تشخيص بدهد. مگر آن که همان مثال تمسخرآميز غایت فمينيست ها را تکرار کنيم که می خواهند نظارت دولتی را به شکل رئيس تشک، داور وسط و قاضی .روی رختخواب و خانه مردم بياورند آیا این تحجر است؟ در جواب سوال من چيز دیگری است. اگر ذهن شما به حدی باز است که ممکن است مغز شما از کاسه اش به بيرون بيفتد، و واقعاً یک تجاوز رخ دهد، هزینه روانی و آسيب هایی که به دختر وارد می شود تا چندسال باقی می ماند و اصالً یک دختر جوان مگر چند سال جوانی دارد که آن را هم در یک ترومای شدید تجاوز سپری کند؟ معادله اميد ریاضی را در ماجرای کسب و کار دزدی به خاطر دارید؟ اگر احتمال تجاوز یک درصد باشد و این ضرب در یک هزینه بی نهایت شود، نتيجه می شود یک عدد بسيار بزرگ منفی و طرف دیگر معادله این است که نود و نه در صد تجاوزی رخ نمی دهد و نهایتاً یک معاشرت کاری و ساده است که ضرب این دو عدد می شود یک عدد مثبت که در جمع با یک عدد بسيار بزرگ منفی، اميد ریاضی ما را در نتيجه بسيار منفی می کند. به هر حال قرار است با عقل تصميم بگيریم یا عقل را خاموش کنيم و با عرفان دیالکتيکی زندگی کنيم؟ همين توصيه های عقلی همه جا هست. منطق ماجرا مهم است. یک شخصی جداسازی جنسيتی درست می کند که فهمش از دین .دیالکتيکی است نه مبتنی بر نظام های صوری منسجم اکسيوماتيک اما منطق می گوید اگر مرد قدرتمندتری چه به لحاظ فيزیکی چه به لحاظ شغلی و ... در محل کار شما هست و شما یک زن هستيد، به همراه نفر یکی مانده به آخر شرکت را ترک کنيد. به همين سادگی .و بدون دیوار کشی آیا این به معنی شماتت قربانی است؟ باز هم خير. چون متجاوز به هر شکل که امکان اثبات قطعی آن وجود داشته باشد که مهمترینش نداشتن رضایت نامه کتبی و وجود آثار به جا مانده فيزیکی است، به شدیدترین شکل محکوم و مجازات می شود ،چون نقض حقوق مالکيت زن را کرده است ولی این مجازات ها آسيب روانی وارده به زن را جبران نمی کند. در واقع اگر قرار باشد