Page 444
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 444 اگر به درستی صورت بندی شود، می تواند به پاالیش آن از سوگيری های توجيه گرِ قدرت کمک کند—نه به نفی کامل آن.
مسئله اصلی، مرزبندی روشن ميان «تبيين واقعيت» و «توجيه نقض آزادی» است. اصالح طلبان، چه به شکل آخوند و چه غيرآخوند، طرفدار آزادی نيستند، بلکه طرفدار پوشش و روکش آزادی هستند.
ایده های اقتصاددانان مطرح آنان را بخوانيد؛ نهایتاً در عمق وجودشان عاشق کنترل اند. می گویند دولت باید کماکان در اقتصاد چنين و چنان کند و ... همه شان ماليات دوست هستند. مداخله گران خجالتی هستند. اتفاقاً به گونه ای که راحت نفهميد از کجا ضربه خوردید.
آین رند یک جمله زیبا دارد که می گوید : "در هر مسئله،ای یک طرف درست داریم و یک طرف ،غلط و یک وسط هم داریم که شيطان است." من فریب تغيير مداخله و سلب آزادی را به جای روکش آزادی نمی خورم.
ما بر سر تقدم آزادی در همه چيز و همه جا اصالً بحثی نداریم. ما هيچ نوع بندگی جز بندگی خدا را به رسميت نمی شناسيم. همه در انتخاب آینده خود ،آزادند اما برای من جمهوری اسالمی و پادشاهی مشروطه و هيچ ،حکومتی در ،نام تفاوتی ندارند .در ،اصل دولت باید کوچک باشد؛ آن قدر کوچک که حتی اگر دیکتاتوری هم ،بود زور خاصی نداشته باشد .دموکراسی برای من اولویت نيست؛ اولویت من همان صراط مستقيم ليبراليسم است که دولت کوچک و محدود باشد. پول خصوصی آزاد باشد و همه موارد ذکرشده در باال و باید دائم از انحصار دولت کاسته شده و اموری که انحصاری در دست دارد رقابتی و بازاری شود. البته هنوز تا آخر کتاب و طرح .نهایی پيشنهادی من باقی مانده است دموکراسی برای من اولویتی ندارد. دموکراسی بحث تقسيم قدرت است. وقتی قدرت به حداکثرِ کوچکیِ خودش رسيد، دیگر تقسيم آن حتی موضوعيت هم ندارد. من می نویسم تا همه یک شاخص روزانه در دستشان باشد که بندگی غيرخدا می کنند یا نه. بندگی غيرخدا به آنان اجبار شده یا نه. صراط مستقيم برای من این است.
در نتيجه، مسئله فقط نقد چند رشته ی دانشگاهی نيست؛ مسئله، شناختِ یک الگوی مشترک است : هرجا فرد و حقوق مالکيتِ او کنار گذاشته شود، علوم انسانی به جای فهمِ انسان، به ابزارِ توجيهِ سلطه بر انسان تبدیل می شود.
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر این که تک ،تک اعضای آن عقالً و قلباً و واقعاً خواهان تغییر باشند.
و در نهایت، رسول اهلل مکه را بدون خون ریزی فتح کرد و مردم را از بند بت ها و کسانی که آنان را به بندگی غيرخدا مجبور کرده بودند رها کرد. این شدنی نيست مگر این که همين شاخص و معيار واضح را در دست داشته باشيد. با همين شاخص واضح، از حجم زیادی از مطالعه کتاب جلو می افتيد و با مطالعه فقط عميق تر می شوید.