Page 179

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 179 حال آن ،که هدف اصلی و زیربنای آزادی، مخالفت با آن «راه باریک» به نفع مردم و به ضرر شياطين دولتی است. راه کلفت آزادی حرکت به سمت تضعيف شيطان به نفع مردم است؛ و البته این تضعيف شيطان بدون تقویت توحيد (عدم بندگی غيرخدا) ميسر نيست . در واقع همان بحث وجود بستر نهادی دین در جامعه پيش شرط راه آزادی است. امثال عجم اوغلو، همانطور که در نقل قولی از گودل آوردم در تالش هستند که با حذف دین.به یک نظمی در جامعه برسند حذف کامل خداباوری در جامعه، «راه باریک آزادی» عجم اوغلو را به راه کلفت فالکت تبدیل می کند؛ زیرا حذف خدا از جامعه در هر نقطه ای، مستقيماً به معنای پر شدن جای او توسط شيطان دولت است.

در واقع، نابودی شيطان دولت انحصارگر، یک آرمان است که همه باید به سمت آن حرکت کنند و به هر ميزان که توانستند به آن نزدیک شوند. کتاب «راه باریک آزادی» بر مبنای تعادل مسالمت آميز با شيطان بنا شده است و در واقع ادامه همان تفکری است که لویاتان قدرت هابز را حقيقت ازلی و ابدی می داند و عمالً دچار خطای اصولی و منطقی است .که پيشتر بررسی شده است شایسته است یادآوری کنم که ضرورت تشکيل دولت، در حداقل ترین سطح، زمانی پدید می آید که دو نفر عهد و قرارداد ميان خود را نقض کنند و نياز به نظارت مرکزی نهادی به نام دولت ایجاد شود. هرچه نقض داوطلبانه عهد و مالکيت خصوصی بيشتر باشد، نياز به دولت نيز بيشتر می شود. انسان زمانی که قلباً خداناباور است، با توجيهات تکاملی و اسپينوزایی برای خود، نقض عهد می کند و ضرورت ورود شيطانِ دولت را فراهم می آورد. .که در مثال های متعدد نظریه بازی ها و مثال فروشگاه و دوربين های کنترلی بررسی کردیم واضح است که نتيجه بگيریم شيطان دشمن حقوق مالکيت خصوصی و بازار آزاد است و هر انسانی که با این دو به ستيزه برخيزد، همدست آگاه یا ناآگاه شيطان است. دولت مردمی نمی شود. چنين مفهومی وجود خارجی ندارد؛ بلکه دولت آن قدر کوچک می شود تا از ميان برود و همه امور بر اساس حقوق مالکيت و تبادالت داوطلبانه مردمی شوند . مسئله اصلی در نقد چپ و سوسياليسم این است که این جریان،ها حتی وقتی با زبان ،عدالت برابری یا حمایت از جامعه سخن می ،گویند در عمل راه را برای گسترش قدرت دولت و محدودسازی آزادی باز می کنند . محدود کردن آزادی بيان به بهانه ،دروغ ،نفرت مصلحت عمومی یا ،امنيت در نهایت به دولت و نهادهای قدرت حق می دهد که مرز گفتن و نگفتن را تعيين کنند؛ و ،همين آغاز فرسایش آزادی است .نقد وارد بر «راه باریک »آزادی نيز این است که اگر از تعادل ميان دولت و جامعه سخن گفته می،شود باید معياری ،روشن منسجم و سنجش پذیر برای این تعادل ارائه شود؛ وگرنه نظریه، بيشتر یک استعاره سياسی است تا یک دستگاه مفهومی دقيق .از این ،منظر آزادی وقتی معنا دارد که اصل ،باشد نه متغيری وابسته به تشخيص ،دولت مصلحت سنجی ،روشنفکران یا تنظيم گری مبهم نهادهای حاکم.

تعجبی ندارد که ،این لعنت اهلل عليه در حساب کاربری خود در ایکس ، نه تنها از محدودیت این شبکه اجتماعی توسط دولت برزیل ،حمایت کرده بود بلکه توصيه کرده بود که ایالن ماسک به دليل دفاع از آزادی بيان کاربران در ایکس باید در هر جای جهان دستگير .شود البته ریچارد داوکينز، آتئيست کارکشته (که آتئيسم هم ختم به کمونيسم می شود) نيز مدافع بسته شدن حساب های ترامپ در شبکه های اجتماعی شده بود. رویکرد همه این طایفه یکسان اس ت. سختی فهم مسئله آزادی و حقوق مالکيت فردی این است که حتی شيطان