Page 236

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 236 decidable یا تصميم پذیر نيستند (یعنی اگر مسئله ارائه شود، نمی توانيم پاسخ دهيم که آیا این مسئله دارای اثبات یا رد آکسيوماتيک هست یا خير، فارغ از این که اثبات یا رد آن چگونه است ) و نمی توانيد بگویيد پاسخی دارند یا خير. صرف نظر از این که اگر پاسخی بله یا خير هم داشته باشند هم نمی توانيد پاسخ آن را"الزاما" از داخل خود نظام صوری حاضر توليد کنيد و نيازمند نظام صوری بيرونی )هستی (یعنی یک ناظر بيرونی غير انسانی نقد دیگر به روتبارد، اعتقاد پنهانی به"غایتمندی" دنيا است. برای تعریف قانون طبيعی اخالقی ، ادعا می کند که برای سعادت و خوشبختی زندگی اجتماعی، رعایت آن خوب است. بسيار عالی اما چه کسی می گوید خوب است؟ چه کسی می گوید که خوشبخت شویم؟ اساساً خوشبختی یعنی چه؟ خوشبخت شویم که چه شود؟ بقای بشر تضمين شود که چه شود؟ اگر شما برای زندگی انسان یک "هدفمندی" قائل باشيد، نگاه الهياتی و مراتب باالتر برای انسان دارید. در نتيجه از یک نگاه با بنيان الهياتی ، قانون طبيعی اخالقی را استخراج و استنتاج می کنيد. جدا از این که اگر سعادت مندی و خوشبختی را هم الهياتی ندانيم نهایتاً مبتال به پوزیتيویسم و تجربه گرایی .در ارتباط با آن می شویم که پيش تر مفصل بحث شده است با نگاه روتبارد که غيرمستقيم نگاه الهياتی و غایتمند برای انسان دارد ولی از زیر آن شانه خالی می کند، ناگزیر از جنگ با کسانی می شود که این قانون طبيعی اخالقی را قبول ندارند . حال باید برای چه ایده ای جنگيد؟ اگر جبهه مقابل معتقد به نگاه عرفانی و متافيزیکی و وحدت وجودی باشد و با نگاه الهياتی به دنبال نابودی نقض حقوق مالکيت تو باشد، شما با چه معنا و مفهومی توان بسيج و دفاع در برابر متجاوزان به آزادی و حقوق مالکيت خودت را خواهی د اشت؟ طبيعتاً هيچکس در راه آرمان آنارکوکاپيتاليسم جانش را به خطر نمی .اندازد اما در دین به کشته شدگان دفاع در برابر متجاوزان آزادی، شهيد می گویند و خدا در قرآن می فرماید که شهدا را مرده ندانيد .بلکه زنده و ناظر هستند و نزد خدا روزی می خورند ،روتبارد غيرمستقيم می گوید قانون طبيعی کامال متافيزیکی است و مشکل اینجاست که اگر متافيزیکی باشد چيزی جز روش معرفت شناسانه وحی نبوی برای انتقال آن قانون برای آگاهی انسان وجود ندارد .که در این باب مفصل تر صحبت خواهيم کرد مشکل دیگر روتبارد این است که وعده"بيشترین رضایتمندی برای همه" را می دهد که خودش یک نوع جمع گرایی و نگاه فایده .گرایانه است و همان روزنه و هدفی است که تجربه گرایان و پوزیتيویست ها از آن ورود می کنند بحران معنا در رویکرد روتبارد و الک .و دیگر فالسفه آزادی بيداد می کند اساس این که بتوانيد از چيزی، نظام صوری آکسيوماتيک استخراج کنيد این است که اال و البد باید عينی و آبجکتيو یعنی توافق پذیر و .دارای تعریف یکسان در سپهر بين االذهانی افراد باشد مشکل اصلی همين است. نمی توانند نظام صوری ارائه دهند. قانون و حق، به ناگزیر باید یک نظام صوری باشند. برای آن که یک نظام صوری باشد، به ناگزیر باید از آکسيوم ها تا انتها، همه عينی باشند. حقوق بشر چرا سازگار نيست؟ قواعد حقوق بشر و حقوق طبيعی که بسياری در آن آموزش و موارد دیگر را نيز وارد کرده اند، چرا سازگار نيستند؟ چون بسياری از تعاریف و آکسيوم های آن ها ذهنی هستند. به همين دليل، به ناگزیر غيرممکن است که به صورت سازگار بيان شوند. ادراک