Page 488

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 488 اما اگر این چارچوب را نپذیریم، ممکن است گفته شود که همه این ها فقط محصول برخی فرایندهای مغزی، روانی، یا اجتماعی اند. این پاسخ دوم را فعالً کنار می گذارم و بعداً به آن بازمی گردم. در این جا، چون مسئله برای اکثریت جامعه هنوز در افق دینی و الهياتی مطرح است، فعالً پاسخ اول را ادامه می دهم. بتِپرستی؛ شکست جعل وحی بت پرستان این قدر بی عقل نبودند که فکر کنند سنگ و چوب ی که خودشان ساخته بودند .را آفریننده خود بدانند بت پرستی را نباید به این صورت ساده فهميد. در بسياری از موارد، مسئله عميق تر از این بود: آنان امرِ قدسی را از مسير وحیِ صورت بندی شده و زبان مند دریافت نمی کردند، بلکه از مسير کشف، شهود، الهامِ شخصی، و ادراکاتِ درونیِ خود جعل می کردند ؛ و سپس می کوشيدند آن دریافتِ شخصی را به یک نمودِ محسوس و دیدنی تبدیل کنند تا برای دیگران هم قابلِ اشاره، تجربه، و مشارکت شود.

از همين جا، تفاوتِ بنيادیِ وحی و بت پرستی روشن می شود. وحی، در منطق نظریه آزادی ، انتقالِ پيام از ساحتِ برتر به زبان و نظام صوری است. یعنی معنا، از مجرای کالم، صورت بندی، و امکانِ انتقالِ مشترک عبور می کند. اما در نفی وحی نبوی و بت پرستی، این انتقال دیگر از مسيرِ زبان و نظام صوری نمیِگذرد؛ از مسير ،ادراکات حسی به شکل تصویر، مجسمه، و نمودِ فيزیکی می گذرد.

از همين رو، خدای واحد یکی است؛ زیرا وقتی پيام از مجرای زبان و نظام صوری عبور می کند، وحدتِ ساختار و حداقلی بودنِ اصول موضوعه حفظ می شود. اما بت ها متکثر و متنوع اند؛ زیرا وقتی پای ادراکاتِ شخصی و حسّیِ سوبژکتيو به ميان می آید، هرکس می تواند امرِ قدسیِ ادعاییِ خود را در شکلی دیگر مجسم کند.

در این معنا، بت پرستی را می توان صورتِ بيرونی شده ی نفیِ وحی دانست. یعنی به جای آن ِکه انسان پيام را در قالبِ زبان و نظام صوری یگانه دریافت کند، آن را در قالبِ ادراکِ شخصی و تمثلِ حسی می گيرد؛ و نتيجه اش، تکثرِ خدایان، بت ها، و صورت ِهای دیدنی ِجعل امر قدسی است.

از این منظر، داستانِ شکستنِ بت ها توسط ابراهيم خليل اهلل نيز فقط یک اعتراضِ فيزیکی به چند مجسمه نبود. این کنش را می ِتوان نماد ابطالِ کلِّ دستگاهی دانست که امرِ قدسی را به بيان تمثيلی حسّی، متکثر، و ناپایدار فرو می کاست. وقتی ابراهيم بت ها را شکست و مسئوليت را به گردنِ بتِ بزرگ انداخت، داشت نشان می داد که این صورت های متکثرِ ساخته ،شده از ادراکاتِ شخصی، نه زبان دارند نه ثبات، نه حجيت، و نه توانِ حملِ حقيقت. پس اگر کشف و شهودی هم در کار بوده، یا توهم بوده، یا پيامِ غيرالهی، یا اتصال به موجوداتی غير از خدا.