پرش به محتویات

Page 129

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 129 مثالً یک بانک در شهری کوچک اسکناس منتشر می کرد، مردم با آن خرید می کردند، و این اسکناس ها در نهایت از طریق تجارت به بوستون می رسيدند. 3 - بانک سافيک اسکناس ها را جمع و تفکيک می کرد بانک ها و تجار بوستون این اسکناس ها را به بانک سافيک می آوردند. بانک سافيک آن ها را بر اساس نام بانک ناشر دسته بندی می کرد.

4

بانک سافيک حساب بانک ناشر را بدهکار می کرد اگر اسکناس متعلق به بانک عضو بود، بانک سافيک ارزش اسمی آن را می پذیرفت و معادلش را از حساب و سپرده همان بانک نزد خودش کم می کرد.

5

اگر بانکی بيش از حد اسکناس منتشر کرده بود، خيلی زود تحت فشار قرار می گرفت چون اسکناس هایش دائماً به سافيک برمی گشت و از ذخایرش کسر می شد. پس بانکی که بی محابا اسکناس چاپ می کرد، خيلی زود ذخایرش کم می شد و مجبور بود یا ذخيره جدید بياورد یا انتشارش را جمع کند.

6

اگ ر بانکی ضعيف یا بی انضباط بود، سافيک می توانست آن را محدود یا حذف کند . یعنی عضویتش را بی اثر کند یا اسکناس هایش را دیگر با سهولت نپذیرد. این برای آن بانک هزینه اعتباری و مالی بزرگی داشت.

پس سافيک چه کاری می کرد؟ بانک سافيک سه کار اصلی را هم زمان انجام می داد:

الف) اتاق پایاپای خصوصی بود : یعنی بدهی و طلب بانک ها را با هم صاف می کرد.

ب) ناظر انضباط پولی بود :یعنی اجازه نمی داد بانکی خيلی راحت بيش از ذخيره اش پول منتشر کند.

ج) اعتماد بازار را باال می برد :چون مردم می دانستند اگر اسکناس یک بانک عضو دستشان باشد، در بوستون می شود آن را با قيمت اسمی پذیرفت و تسویه کرد.

چرا چاپ پول در این سيستم بی هزینه نبود؟ ممکن است خواننده بپرسد :اگر هر بانکی اسکناس خودش را چاپ می کرد، چرا همه مثل دیوانه ها پول چاپ نکردند؟