Page 509
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 509 معنای تازه ای پيدا می کند. در آن صورت، زرتشت و آپولو را باید نه آغازهای مستقل، بلکه روایت های تحریف شده و اسطوره پردازی شده از یک خط قدیمی تر دانست؛ خطی که در شکل کم تحریف ترش، در ابراهيم باقی مانده است.
الگوی مشترکِ روایت ها اگر بخواهيم فرضيه ی یکی بودنِ ریشه ی تاریخیِ ابراهيم، زرتشت، و آپولو را یک گام جلوتر ببریم، باید فقط به شباهت های اسمی یا کلی بسنده نکنيم، بلکه به شباهت های رواییِ منظم نيز نگاه کنيم. یکی از مهم ترین این شباهت ها، حضور سه گانه ای از پادشاه/قدرت حاکم، کودک/پیام آور، و گریز از نابودی است؛ الگویی که در سنت های مختلف، با صورت ،های متفاوت تکرار شده است.
در این جا، نمرود در سنت ابراهيمی، فریدون در سنت ایرانی، و زئوس در سنت یونانی، دست کم از حيث کارکرد روایی، ظنِ اشاره به یک ریشه ی مشترک را تقویت می کنند. مقصود من این نيست که این شخصيت ها بدون هيچ واسطه و تغييری، عيناً یک نفرند؛ مقصود این است که در حافظه ی تاریخیِ تحریف شده، ممکن است یک ساختار رواییِ واحد، در سه زبان تمدنیِ متفاوت، به سه صورت مختلف بازتوليد شده باشد. وقتی در بعضی منابع کهن، مانند ابوحنيفه دینوری در کتاب اخبار الطوال و حمزه اصفهانی گفته اند: نمرود و فریدون یکی بودند و در آخر عمر به منجمان روی آوردند و آنان را از گوشه کنار زمين دور خودش جمع کرد که آزر پدر ابراهيم هم یکی از .آنان بود یکی دیگر از قرائن مهم، الگوی تولد است. در روایت های مربوط به ابراهيم، زرتشت، و آپولو، با صورت هایی از پنهان کردنِ کودک از قدرت حاکم روبه رو هستيم. در هر سه سنت، به نحوی گفته می شود که مادر، برای نجات فرزند، از دید قدرت می گریزد و او را در جایی دور از دید، دور از نور خورشيد ، یا در نوعی پناهگاه طبيعی مانند غار، سایه درخت ، یا مکان پوشيده به دنيا می آورد.
در گام بعد، مسئله به فرزندان و تداوم نسل می رسد. در سنت ابراهيمی، اسحاق و اسماعيل دو شاخه ی اصلیِ تداوم روایت اند. در سنت های دیگر نيز نام هایی دیده می شود که می توانند، در اثر گذر زبانی، اسطوره ای شدن، و تحریفِ روایی، بازتاب هایی دگرگون شده از همان حافظه ی قدیمی تر باشند. وقتی تو از شباهت هایی مانند اسحاق/آسکليپ یا اسماعيل/ارَبوس سخن می گویی، این را نباید به ِصورت قطعيت زبان شناختی یا نسب شناختیِ خام نوشت؛ اما می توان آن را به صورت فرضیه ی هم ریشگیِ اسطوره ای-روایی طرح کرد . فرزندان مشترک .آپولو: آسکليپ و اربوس؛ ابراهيم: اسحاق و اسماعيل. اسحاق با کمی تکامل شده آسکليپ و اسماعيل پدر اعراب هم شده اربوس .همسران مشابه: مادر آسکليپ را دختر فلقيز گفتند و مادر اسحاق را دختر فلق نوه های مشترک: یکی از نوه های ابراهيم آشور ذکر شده که آپولو هم یک پسر به نام آشور داشته است