Page 318
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 318 )علم کز تو، ترا بستاند / جهل از آن علم به بود صدبار (سنایی ،علمی که اراده آزاد تو را نقض کند، در واقع، تو را از تو بگيرد جهل از آن باالتر است! با یک بيت شعر، کاسه و کوزه ای برای هيچ کس باقی نگذاشت. آزادی و ادبيات و فرهنگ و علم و تمدن در ایران، به مراتب، ریشه غنی تری نسبت به دیگر ،نقاط کره زمين دارد این که همه آن به دست ما نرسيده است به معنای نبودنش نيست. همين بيت شعر از خال به وجود نيامده است. در واقع دانشمندان و متنفکران و متخصصان علم آن زمان در تالش برای رد اراده آزاد بودند و موفق نشدند که خروجی آن به یک بيت شعر فارسی از سنایی ختم شده است. با نگاه نظریه آزادی اگر ،از ادبيات فارسی رمزگشایی کنيم چيزهایی خواهيم دید که به نظرمان نمی آمدند. دشمنی با زبان فارسی اتفاقی نيست، دشمنی با زبان آزادی است. شيطان از زبان فارسی ضربات سهمگينی خورده است چرا که این زبان برای بسط .مفهوم آزادی بسيار غنی است. باید از طریق دیالکتيک موهومی به مبارزه با آن بپردازند با جميع مطالبی که تا اینجای کتاب خوانده اید بهتر می فهميد که بيت زیر چه رموزی در دل داشته است : سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد / آن چه خود داشت ز بيگانه تمنا می کرد بریتانيایی ها و روس ها، هر دو می دانستند و می دانند که مبارزه با زبان فارسی، یعنی حذف یکی از سدهای بزرگ برای غلبه بر تنها ملت تعریف شده بر مبنای آزادی در جهان و آغاز پروسه به بردگی گرفتن این تمدن. بریتانيا به محض باز شدن پایش به هند، زبان فارسی را که زبان اداری و اليت هند بود را حذف کرد ، روس ها تمام تالششان را کردند که در جای جای ایران تخم تجزیه طلبی بکارند. عمق زبان فارسی تا جایی بود که امپراطوری عثمانی نيز فارسی را به عنوان زبان دیوانی استفاده می .کرد توطئه بزرگ شيطان، امروز، نه آزادی و حقوق مالکيت فردی و آزادی همه ایرانيان در انتخاب آزادانه آموزش و زبان آموزش است (که به طور طبيعی در تاریخ همه ایرانيان زبان فارسی را در کنار زبان مادری می آموختند و توسعه می دادند و منعی دستوری و دولتی برای هيچکس عليه زبان مادری نبود ) بلکه تالش آنان این است که با مفهوم"دولت مدرن یا همان دولت عقب مانده انحصارگر" که پيش تر ،اثبات کردیم که ضد تمدنی است آموزش به زبان مادری را به شکل دستوری و اجباری، دولتی کنند، توجيه دیالکتيکی آنان هم این است که دولت مرکزی (که خود عامل ذاتی ت )فرقه هاست آموزش اجباری دارد که به زبان فارسی است. در حالی که اگر بر مبنای حقوق مالکيت فردی و مناسبات داوطلبانه بازار، آموزش شکل بگيرد، کمتر کسی برای زبانی که به شکل مادری بلد است، هزینه مجدد می پردازد و زبانی را آزادانه انتخاب می کند بياموزد که از طریق آن کسب و کار و توسعه علمی و فردی داشته باشد. در نظم مبتنی بر ایده ملت ایران یعنی آزادی و حقوق مالکيت فردی، زبان فارسی بيش از پيش تقویت می شود و مداخالت دولتی فقط به تضعيف آن می انجامد و زمين بازی"جنون دیالکتيک" را آبياری می.کند غنای زبان فارسی به دليل ادبيات قدرتمند آن به خصوص در دفاع از آزادی و بستر فرهنگی ضمانت مسئوليت های آزادی است و زبان های محلی چنين غنایی برای بسط آزادی های فردی و حقوق مالکيت ندارند. این به این معناست که حافظ زبان فارسی همان اراده های .آزاد مردمان ایران است نه قيوميت دولت انحصارگر خشونت یا همان شيطان