Page 635
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 635 از این رو، اگر موقعيتِ حضرت ولی عصر (عج) مستقل از هر بازخوانیِ جدید فهم شود، نخستين داللتِ آن این است که امامت، حتی در فقدانِ حضورِ علنی، منحل در دولتِ موجود نمی شود. امامِ حق غایب است، اما غيبت به معنای واگذاریِ حقيقت به خالفت ها و سلطنت های زمانه نيست. برعکس، خودِ آموزه غيبت نشان می دهد که ميان ِ«قدرت »مستقر و ِّ«حق »نهایی فاصله ای تعيين کننده وجود دارد . همين فاصله است که در ِالهيات ،اماميه هم ِمانع نهاییِشدن تاریخ به ِدست دولت های حاضر می شود و هم ِاميد دینی را از فروکاستن به یک ِنظم مستقر بازمی دارد. در همين چارچوب است که مسئله توقیت نيز معنا پيدا می ِکند. در سنتِ اماميه، تعيينِ زمان برای ظهور مردود دانسته شده و روایات فراوانی بر تکذیبِ وقت گذاران تأکيد می کند. معنای عميقِ این اصل آن است که هيچ فرد، حزب، دولت، یا جریانِ سياسی حق ندارد خود را مالکِ برنامه،ظهور یا ِمدیر ِزمان ِتاریخ قدسی بداند . آینده نهایی در ِاختيار ،خداست نه در ِاختيار قدرت های زمينی .از همين جا روشن می شود که ،غيبت فقط یک آموزه آخرالزمانی نيست؛ بلکه مهارِ میلِ انسان به مصادره ِامر قدسی برای ِتوجیه ِقدرت حاضر نيز هست. ِدر چارچوب نظریه آزادی ، این سيره و این وضعيت یک داللتِ تعيين کننده پيدا می کند. اگر دولت های زمينی همواره ميل دارند خود را آخرین صورتِ عقل، اخالق، ملت، تاریخ، یا دین معرفی کنند، آموزه غيبت این ادعا را از ریشه معلق می کند .تا وقتی ِامام حق در غيبت ،است هيچ ِدولت موجودی نمی تواند با صداقت بگوید که پایانِ تاریخ یا نمایندهِّتام ِامر قدسی ،است. در این خوانش حضرت ولی عصر (عج) نه اوجِ دیالکتيکِ دولت ها، بلکه پایانِ دیالکتیک ،است: پایانِ این منطق که تاریخ باید به دستِ جنگ، بحران و دولت پرستی به غایت برسد. این جا تاریخِ حقيقی در افقِ عدلِ الهی حفظ می شود، نه در برنامه سلطنت ها و ایدئولوژی ها. بر این مبنا، نظریه،آزادی مهدویت را مجوزی برای نیابتِ مطلقه دولت ها نمی فهمد، بلکه آن را سدی در برابر این نيابت سازی می .بيند اگر امامِ حق غایب است و بازگشتِ او به اراده الهی وابسته ،است پس هر حکومتی که بخواهد کارنامه خود را به ِنام او ثبت ،کند در حقيقت ِميان خود و ِامر ،قدسی واسطه ای جعلی ساخته است . ،غيبت در این ،تفسير جامعه را به سوی یک ِصورت دیگر از زیست سوق می دهد: جامعه باید بدون اتکای قدسی به دولت، بر پایه،عقل شبکه ،اعتماد ،تعلیم ،صبر و صیانت از حق به حیات خود ادامه دهد. این همان امتدادی است که از امام هادی (ع) و امام عسکری (ع) آغاز شد و در عصر غيبت، به صورتِ بقاءِ شبکه ِای جامعه حق ادامه می یابد. از همين جا، خوانشِ نظریه آزادی از حضرت ولی عصر (عج )چنين صورت بندی می شود : ِاو افقِ نهایی عدالتِ غیر دولتیِ امروز و عدلِ کاملِ فردا است. تا پيش از ظهور، هيچ دولتِ موجودی حق ندارد خود را صورتِ نهاییِ حق بداند؛ و همين امر، مردم را از بت پرستیِ سياسی و دولت پرستی بازمی دارد. در این خوانش، انتظار نه انفعال است و نه آشوب طلبی؛ بلکه حفظِ قطب نما است: جامعه باید در جهتِ تقویتِ عقل، حقوق، وفای به عهد، مسئوليت، و صيانت از حقيقت حرکت کند، بی آن ِکه خود را به هر دولتِ مدعی