Page 399

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 399 توسط دولت های انحصارگر توتاليتر، روان انسان در شرایط انواع بيماری بسيار ناچيزتری قرار دارد تا برای تسکين آن به سمت دوپامين محوری و سکس و رفتار پرخطر ميل کند ( همين اآلن دوباره تيتر "آزادی اقتصادی و آرامش روانی جامعه" )را دوباره بخوانيد . در نتيجه انسان به خودش و وسوسه هایش مسلط تر است. اگر امروز این مجازات ها پذیرش عمومی ندارند و من نيز با این عدم پذیرش عمومی همدلی دارم اگرچه موافق نيستم، به این دليل است که واقعاً اجرای این مجازات ها، در شرایطی که حقوق مالکيت فردی در هيچ سطحی رعایت نشده است و نظم اجتماعی بر ا ساس آن شکل نگرفته است، خود باعث گسترش بيشتر هرج و مرج و ناامنی روانی بيشتر می .شود ما نمی توانيم انسان ها را از یک جبهه توسط انحصارگرایی شدید دولت ها و بانک های مرکزی (شيطان) مچاله کنيم و بعد ناگهان با .پرچم دین از یک سمت دیگر آنان را مچاله تر کنيم سهم اراده آزاد، سهم ساختار، و تعليق اجرای حدود در نتيجه خيلی عاقالنه و آکسيوماتيک به این نتيجه می رسيم که حدود و احکام الهی بدون برقراری والیت معصوم غایب زنده ما، حضرت وليعصر (عج) و پيروزی نهایی او بر همه نهادهای انحصارگر .و اجبار کننده، شدنی نيستند ،در نتيجه، نظریه آزادی تالشی است برای آن که ابتدا، جامعه با اصل دین و منطق آکسيوماتيک آن آشنا شود و منطق آن را درک کند و در سطح فردی و اطرافيان خودش به رعایت حقوق مالکيت فردی بپردازد و وظایف شخصی خودش را انجام دهد و برای تعجيل ظهور ایشان دعا کند تا در نهایت یک ملت آزادی خواه .ایشان را صدا بزند برقراری عدالت یعنی هر چيزی در جای خود قرار گرفتن، نيازمند تثبيت و تقدم آزادی و حقوق مالکيت فردی در جامعه است. از این رو است که در نظریه آزادی، آزادی و حقوق مالکيت فردی را بر عدالت، مقدم استدالل می کنم و برقراری عدالت جز با والیت معصوم امکان پذیر نمی دانم. در نهایت عدل الهی قراردادن هرکس در جای خودش در جهان و بازخواست هرکس بر اساس توان و ظرفيتی است که خود خداوند بر او مقدر کرده است و فقط اوست که حکمت آن را دارد. به همين شکل است که هر ادعای عدالتی از سوی دولت های انحصارگر متأثر از بنيان دیالکتيکی خدای جعلی دیالکتيکی یعنی خدای تعریف پذیر عرفا را منتهی به افزایش بی عدالتی و افزایش بدی در جهان استدالل می کنم و ادعای برقراری عدالت از سوی آنان مشخصاً جعلی و دروغين است و وعده برپایی بهشت آنان بر روی زمين، سرنوشتی بهتر از فراعنه .مصر نخواهد داشت شهادت، سختی اثبات، و نظم اجتماعی محلی بهتر است از بحث های سانتيمانتاليستی فمينيست ها و رمانتيسي زم خاموش کننده عقل برای مجازات های ناقضان آزادی و حقوق مالکيت فردی به اندازه کافی .فاصله بگيریم تا اینجا هم که با روش شناسی آکسيوماتيک اثبات کردیم که اساساً این مجازات ها به چه دليل بنيادینی نمی ،توانند برقرار باشند. اگر بخواهم کمی مسئله را باز تر کنم مشکل اصلی به عدم امکان تشخيص" سهم اراده آزاد خود فرد خاطی و ناقض عهد و حقوق مالکيت در برابر وسوسه شيطان" و "نهادهای نابود کننده سيستماتيک اراده آزاد انسان" برمی .گردد تا اینجا فهميدیم که چطور روان و مغز انسان توسط این سازمان های انحصارگر خشونت و پول و قدرت، مورد آماج حمالت شبانه روزی اضطراب و نوسانات و درماندگی قرار می گيرد. وقتی مغز انسان مورد تهاجم گسترده مزمن و شدید این چنينی به شکل روزمره قرار