Page 291

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 291 به بيان دیگر، آزادی سالح بدون امکانِ انتقال به فضاهای خصوصی تر ناقص می ماند. کسی که زندگی در شهرهای بزرگ و متراکم را برمی گزیند، به طور طبيعی سطحی باالتر از محدودیت را نيز می پذیرد. اما کسی که خواهانِ سطح بيشتری از آزادی دفاعی است، باید بتواند با آبادگری و نخستين تصاحب، به محيطی منتقل شود که ساختار آن با این سطح از آزادی سازگارتر باشد.

آزادی سالح و خطر اجرای رادیکال آزادی سالح حق است، اما نمی تواند به صورت انقالبی، دفعی، و رادیکال اعمال شود، به گونه ای که نظم اجتماعی را ناگهان دچار هرج ومرج کند. زیرا هرج ومرج خود بزرگ ترین بهانه برای تقویت دولت و گسترش دوباره انحصار خشونت است . پس اعمال این حق باید در نسبت با نظم اجتماعی ،موجود سطح ،مشاعات فرم ،شهرسازی و ِامکان گسترش قلمروهای خصوصی تر تنظيم شود.

راه حلِ نظریه آزادی، لغو حق نيست؛ راه حل، تکميل شرایط اعمال حق است:

کاهش تراکم← تقویت مرزهای مالکيت خصوصی← محله محور کردن نظم اجتماعی← آموزش مسئوليت دفاعی← به رسميت شناختن آبادگری زمين مرده← امکان انتقال داوطلبانه به محيط های کم مشاع تر← حفظ آزادی سالح در چهارچوب دفاعی و عقالنی نسبت آزادی سالح با نظم شبکه ای و نظم هرمی در نظریه آزادی، اصرار بر حقوق مالکيت فردی، به طور طبيعی نظم اجتماعی شبکه ای می سازد، نه نظم هرمی. در نظم شبکه ،ای، خانواده خانه، محله، بازار، و واحدهای مستقل انسانی، پایه های نظم اند. در چنين نظمی، سالح در خدمت دفاع از حق است و بازار نيز سطح معقول پيچيدگی آن را تعيين می کند. اما در نظم هرمی، که بر انحصار قدرت، انحصار خشونت، و تمرکز سرمایه و فرمان استوار است، سالح نيز به ابزار تصاعدیِ سلطه تبدیل می شود.

از همين رو، آزادی سالح را نباید با مسابقه تسليحاتی دولتی یکی گرفت .اف۳۵

و ماشين های عظيم جنگی محصول آزادی نيستند؛ محصول تورم اجباری بانک مرکزی، انحصار پول، انحصار خشونت، ساختار هرمی دولت، و منطق دیالکتيکی بحران و دشمن تراشی هستند. آنچه تسليحات را غول آسا و بی مهار می کند، آزادی نيست؛ انباشت سرمایه بر مبنای اجبار است. در بازار آزاد، سالح باید هزینه واقعی خود را پس بدهد و در نسبت با نياز واقعی دفاعی سنجيده شود؛ اما در نظم ،هرمی هزینه ها با ،تورم ،ماليات و اجبار اجتماعی پنهان و به مردم تحميل می شود.

جمع بندی در نظریه آزادی، سالح حقی طبيعی و امتداد حق دفاع از بدن و مالکيت فردی است. اما دامنه و صورت اعمال این حق، تابع نسبت جامعه با مشاعات و مالکيت خصوصی است. هرچه مشاعات بيشتر، محدودیت بيشتر؛ هرچه قلمرو خصوصی روشن تر و تراکم کمتر، امکان آزادی سالح بيشتر. بنابراین، دفاع از آزادی سالح بدون دفاع از آبادگری زمين مرده، نخستين تصاحب گر، کاهش مشاعات، و گسترش محيط های خصوصی تر دفاعی ناقص است.