Page 113

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 113 ،از منظر نظریه آزادی بزرگترین فریب تاریخ به اعتقاد من، پنهان کردن مفهوم آزادی و حقوق مالکيت توسط شيطان بوده است و دومين فریب بزرگ این بوده است که شيطان همه را فریب داده است که وجود ندارد. برای پرده برداری از مفهوم آزادی و حقوق مالکيت بود .که ناگزیر دین از زیر آوارها نمایان شد .حقایقی که مقابل چشم بودند و ما نمی دیدیم آرا و عقاید گودل خودش از شواهدی است که کارآگاه باهوش را به این شک می اندازد که چرا او نسبت به راسل و دیگران، این قدر .ناشناخته مانده است در حالی که بزرگترین دستاورد ریاضيات در قرن بيستم را داشته است فریب ها و پنهان کاری ها زیادند. این که چرا شبانه روزی از دهان همه عدالت را می شنوید اما آزادی را به ندرت. آزادی را هم با کلمه دموکراسی ، وارونه کرده اند. شاید چون عدالت شعاری است که برای اجرای آن خودشان می خواهند داوطلب شوند ولی آزادی شعاری است که.برای اجرای آن خيلی از زور گویان عامل بی عدالتی باید سالح بر زمين بگذارند تمام زندگی پر است از فریب ها و وارونگی .مفاهيم و کلمات و پنهان شدن حقایق کلمه کفر، از ریشه پوشاندن و پنهان کردن می آید. کافر کسی است که حقيقت را تعمداً و آگاهانه پنهان می کند. حقيقت چيست؟ آزادی و نظام صوری منسجم آن چيست؟ دین، و اصول موضوعه این نظام صوری منسجم و با ثبات چيست؟ همان اصول دین که تا اینجا .مرور کردیم گودل، فلسفه ذهن، و ردّ ماشين بودن انسان .گودل معتقد است که مفاهيم یک وجود واقع گرایانه دارند گودل با قضایای ناتماميت اثبات شده خودش، صراحتاً اعالم می کند که در فلسفه ذهن، ذهن انسان فقط مادی نيست و هيچ ماشين تورینگی نمی تواند ساخته شود که دارای ذهن باشد اگرچه دارای پيچيدگی باالیی .باشد و توانایی های ظاهری بسيار فراتری از یک انسان داشته باشد گودل صراحتاً می گوید بر اساس قضایای ناتماميت خودش، نه تنها .جهان های دیگری وجود دارند، بلکه ما در آن ها یا زیسته ایم یا زیست خود را ادامه خواهيم داد گودل مخالف گونه های نسبی گرایی ( اجتماعی، شک اندیشیSkepticism .) و پوزیتيویسم بود البته مورای روتبارد هم منتقد گون ،ه های نسبی گرایی اجتماعی، پوزیتيویسم ابطال گرایی و شک اندیشی .بود نخ تسبيح ماجرا خيلی یکسان است و عمالً گودل در ریاضيات و منطق، روتبارد در بحث اقتصاد و .حقوق مالکيت، جان نش در نظریه بازی ها و بحث دین که مطرح کردم فعالً در بخش سفرنامه در حال اشاره های گذرا هستيم تا اول یک تصویر کلی داشته باشيم و سپس در بخش های دیگر .وارد استدالل های جزئی تر شویم ضرورت نظام صوری سازگار برای فهم دین واقعی یکی از دالیل اصلی که همه این گزاره" دین اصلی این نيست و اسالم واقعی این نيست و اسالم واقعی و دین واقعی چيز دیگری است و ... " به این دليل است که تا کنون کسی از منظر نظام های صوری سازگار و منسجم به آن ها نگاه نکرده بود ًو سليقه های شخصی دائما تناقض های درونی ایجاد می کنند. تا زمانی که این تناقض های درونی وجود دارند هر کس می تواند ادعا کند به تفسيری رسيده است .که نسبت به دیگران درست تر است نظام صوری که سازگار و با ثبات باشد یعنی دارای تناقض در اصول موضوعه و گزاره های استنتاجی