Page 786
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 786 سياست خارجی در نظم آزادی سياست خارجی نظریه آزادی، نه جنگ طلبی است، نه انزوا، نه التماس، نه وابستگی به شرق، نه وابستگی به غرب، نه صدور اجبار، نه معامله بر سر مالکيت مردم، و نه تبدیل ملت به ابزار پروژه های ایدئولوژیک.
اصل سياست خارجی چنين است:
دیگران می جنگند؛ تو جذب می کنی.
ایران اگر مالکيت را محترم کند، پول را آزاد کند، ماليات ضدتوليد را حذف کند، تعرفه ،ها را بردارد، زمين و انرژی را مالکانه کند قرارداد را معتبر کند، دولت را محدود کند، آموزش و علم و دین را از دولت آزاد کند، و امنيت حقوقی ایجاد کند، به آهن ،ربای سرمایه انسان مولد، فناوری، تجارت، دانش، بيمه، بانکداری سالم، کارآفرینی و مهاجرت مفيد تبدیل می شود.
سرمایه به جایی می رود که مالکيت محترم باشد.
انسان مولد به جایی می رود که دولت قيم او نباشد.
دانش به جایی می رود که علم دولتی نباشد.
تجارت به جایی می رود که تعرفه، تحریم داخلی، مجوز، رانت و پول بد مانع آن نباشد.
خانواده به جایی می رود که آینده ممکن باشد.
در چنين وضعی، دوگانه جنگ یا مذاکره تغيير می کند. کشوری که از درون آزاد، مالکانه، ثروت زا، غيرمتمرکز و مقاوم است، نه از مذاکره می ترسد و نه به جنگ نياز دارد. مذاکره برای او ابزار است، نه سرنوشت. جنگ برای دشمن پرهزینه می شود، چون او با دولت متمرکز طرف نيست؛ با جامعه مالک طرف است.
قدرت دفاعی با ارتش است.
قدرت تمدنی با مالکيت است.
قدرت جذب با آزادی است.
سياست خارجی آزاد، به دنبال خرید امنيت از بيرون نيست؛ امنيت را از درون جامعه مالک می سازد. چنين سياستی نه تحقير می شود، نه ماجراجویی می کند. نه خود را به شرق می فروشد، نه به غرب. نه از جهان فرار می کند، نه در جهان حل می شود. با همه مبادله می کند، اما مالکيت خود را نمی فروشد. با همه گفت وگو می کند، اما آزادی خود را گرو نمی گذارد. از کشور دفاع می کند، اما جامعه را به پادگان تبدیل نمی کند. ایران آینده نباید دولت صادر کند؛ باید امکان زندگی آزاد را نشان دهد.