Page 268

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 268 چيزی در آن مشخص است چطور می توانيم تشخيص دهيم که اوضاع از چه قرار است؟ اینجا پای ما به اموری باز می شود که تا کنون نشده بود ، مانند آن مثال در ادبيات فارسی ما وجود دارد که نشان می دهد که چقدر این ادبيات از آزادی و دین و شناخت راه های شيطان غنی است. به عنوان حسن ختام ناخنک ،اوليه به بحث عرفان برای توضيح مفصل تر در آینده در اسرار التوحيد نوشته ابوسعيد ابوالخير در مزمت این امور متافيزیکی و عزلت نشينی عرفانی و ضرورت:زندگی پویا در کف بازار آزاد داریم "شيخ را گفتند که فالن کس بر روی آب می رود، گفت سهلست چغزی و صعوه نيز بر روی آب می برود. گفتند کی فالن کس در هوا می پرد گفت زغنی و مگسی نيز در هوا بپرد. گفتند فالن کس در یک لحظه از شهری به شهری می برود، شيخ گفت شيطان نيز در یک نفس از مشرق به مغرب می شود. این چنين چيزها را چندان قيمتی نيست، مرد آن بود کی در ميان خلق بنشيند و برخيزد و بخسبد و با خلق ستد وداد کند و با خلق درآميزد و یک لحظه از خدای غافل نباش.د "

فمينيسم به مثابه پروژه گسترش دولت فمينيسم صرفاً یک مطالبه اجتماعی ،نيست بلکه پروژه ای دیگر از شيطان برای گسترش مداخله دولت در کوچک ترین و بنيادی ترین نهاد خصوصی، یعنی خانواده، است. خانواده در این چارچوب نخستين پناهگاه حقوق مالکيت، تربيت، و ترجيح رضایت بلندمدت بر لذت آنی است؛ بنابراین تضعيف آن، راه را برای دولتی سازی روابط انسانی باز می کند. از این منظر، فمينيسم با برجسته ،کردن تبعيض مثبت دوگانه سازی زن و مرد، و انتقال حل تعارض ها به سازمان دولت ، معنای آزادی را از «رهایی از دولت» به «وابستگی بيشتر به دولت» تغيير می دهد و در نهایت به بزرگ تر شدن ساختار مداخله گر می انجامد. اگر به الگوی مشترک تکرار شونده ای در کل این کتاب نگاه کنيد، متوجه می شوید که دولت یا شيطان، در شکاف ها و تعارضات به جای.توافقات داوطلبانه، زیست می کند و قدرت می گيرد جلوتر مفصل تر به این خواهيم پرداخت که پایه تمام این ایده ،های شيطان عرفان است و عارف اعظم این مسير که دست کم ما بيشتر می ،شناسيم، هراکليتوس است که در یک سير تاریخی، با همان بن مایه محتوایی لباس های رنگارنگ متفاوتی پوشيده است تا به"دیالکتيک هگل" ختم شده است که تمام ایده های دولت محور و جمع گرایانه کسانی مانند مارکس یا جنتيله و الباقی، از روش ا .و متأثر بوده اند فمينيسم هم در درخت تأثيرگذاری اندیشمندان، از شجره خبيثه دیالکتيک .هگل، متولد شده است غایت تفکری که هراکليتوس شروع کرده است، جنگ است و جنگ هم عامل بقای شيطان و ایضاً مدل زمينی .آن دولت هاست طبقه بتراش، گروه و اتنيک و قوم و جنسيت و ... بتراش و .در شکاف تضاد آنان، جنگ را تضمين کن و زیست کن اگر به دنبال احقاق حقوق"اقليت ها و زنان و گروه های مختلف" هستيد، می توان اقليت سازی را آن قدر ادامه داد تا به یک واحد رسيد .و آن یک فرد است. بنابراین کسی که به دنبال تضمين و تثبيت و دفاع از حقوق زنان است، باید به دنبال تثبيت حقوق مالکيت فردی باشد اما از آنجایی که ریشه فکری درختی که فمينيسم یکی از شاخه های آن است به عرفان و هراکليتوس و هگل منتهی می شود، اساساً با مفهوم"فرد" ميانه ای ندارند و همه چيز را"جمع گرایانه" و هویت را در"جمع" می بينند و از این رو، تجلی هر جمعی را در یک دولت یا یک سازمان فمينيستی یا یک سازمان قومی و نژادی و ... می بينند و ادعا می کنند که آن تجلی جمع (مثل دولت یا آن سازمان) باید از