Page 681

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 681 اگر برای استفاده به ضد خودش تبدیل شود تناقضات آن خيلی سریع آشکار می.شود مساجد، سنگرهای تمدنی ایران در طول تاریخ برای .دفاع از آزادی بوده اند و باید دوباره به همان نقش سابق خود بازگردند و رونق بگيرند مسجد محل سجده بر خدا .، سنگر آزادی است و پناه جامعه و ضعفا باید باشد و نباید ناقض آزادی شود شيطان مفاهيم و حقایق را وارونه و بر عليه خودشان می.کند. مساجد سنگر مردم در برابر حکومت ها بوده اند و نه برعکس از این منظر:

• خمس و زکات یعنی هزینه های ترویج آزادی و دفاع از آن
• جهاد دفاعی یعنی حکم الهی دفاع داوطلبانه و آزاد جمعی عليه متجاوز به آزادی های فردی؛ • مسجد یعنی .سنگر آزادی سنگری برای یادآوری بندگی خدا، خنثی کردن شعارهای دولت پرستانه و سوسياليستی، کمک داوطلبانه، و سازمان یافتن مردم. ،در این چارچوب لیبرالیسم غربی به معنای عادی سازی وجود دولت به مثابه شيطان است. ،از آن سو آنارکوکاپیتالیسم غربی ،هم به شکل خالص خود، برای جامعه ای مثل ایران نه شدنی است و نه حافظ اخالق و تماميت تمدن ی همانطور که دیدید چقدر بی دفاع و ناقص است و با ایجاد هرج و مرج به تقویت دولت منتهی می.شود هر دو، در نهایت، از دید من به دفاع کامل و پایدار از آزادی و حقوق مالکيت نمی رسند بلکه به دشمنان آزادی و حقوق مالکيت فردی تبدیل می.شوند ،اما دین، تنها نظام صوری منسجم برای آزادی فردی حقوق مالکيت، دفاع از آن، و ساخت تمدن بر اساس آن است و این تمدن پيش تر ساخته شده و وجود دارد و نام آن تمدن ایران است ؛ چون هم کنش جمعی منبعث از کنش های داوطلبانه و مبتنی بر اراده آزاد فردی دارد، هم نهاد می سازد، و هم امکان حفظ تماميت ارضی را فراهم می کند.

/دولت مدرن غربی در برابر الگوی ایرانی امامت پادشاهی دولت مدرن غربی می گوید: دین را کنار بگذار؛ منِ دولت از حقوق مالکيت و رفاه دنيوی تو دفاع می کنم. یعنی خود را به جای امر قدسی می نشاند. به همين دليل، دولت مدرن غربی از نگاه من برای ایرانيان شکلی از دولت متحجر است . در برابر آن، مفهوم امامت یا شاه در ایران—در اصل—از دل کنش های داوطلبانه جمعی برمی آمد. نحوه همراهی سکونتگاه ها و قبایل و گروه ها ی مختلف با ویژگی های مختلف با کوروش کبير در تشکيل.هخامنشيان نيز نشان دهنده همين بنيان متفاوت است هرجا از این مسير منحرف شد، همان جا هم انحطاط آغاز شد؛ چنان که در ساسانيان رخ دا د. چنان چه اگر بخش های پنهان شده تاریخ یا تحریف شده تاریخ را بازبينی کنيم، قطعاً به این الگوی تکراری در سقوط حکومت های ایرانی بر خواهيم خورد. حتی در شاهنامه نيز آن را می .بينيم همه سقوط ها ناشی از نقض تدریجی حقوق مالکيت فردی و در نهایت پس زده شدن حاکمان و عدم دفاع از آنان مقابل دشمن خارجی