Page 601
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 601 نباید به خاطر آن ناحقِ اضافه ای که برای خودت قائل می شوی، به هر دليلی از قبيل حسادت یا برتری جویی، آخرت خود را به آن بفروشی. این که می گویند فالن دانشمند مسلمان با دو رکعت نماز ذهنش باز می شد و راه حلِ یک مسئله علمی یا یک نياز استداللی به ذهنش می رسيد، منظور همين است. خداوند ارتباط با خود را، بر خالف عرفا و فالسفه و دولت ها و فرقه ها، انحصاری نکرده است؛ بلکه فرمول آن را به صورت عمومی به همه عرضه کرده است. و به همان شکل که اصل این راه برای همگان آشکار است، آن را به همه کسانی که از خدا پروا کنند، حقوق دیگران را ضایع نکنند، و حقوق الهی را رعایت کنند، به حسب دالیل و فرمول هایی که ما از آن ،ها آگاه نيستيم عرضه می کند. چرا که اگر آن فر مول را به طور کامل و فنی بدانيم، آن گاه این به آن معناست که قابليت انحصار و کنترل آن را نيز به دست آورده ایم؛ و این، کل نظام صوریِ منسجمِ اصل موضوعی ما را دچار تناقض درونی می کند. به شکل پرانتز ميانی باید باز کنم که خداوند در سوره آل عمران در ماجرای حضرت مریم (ع) در قرآن می فرماید که" ًیقينا خدا هرکس را بخواهد، رزق بی حساب می.دهد" که این هم نشان می دهد اساساً گاهی ثروتمند شدن کسی بخشی از سنت ،آزمون الهی اوست و گاهی نتيجه دست آورد او و گاهی نتيجه ظلم او در نتيجه بر خالف ایده های کالوینيستی و پروتستانی ثروت یک نفر توجيه گر هيچ چيزی مبنی بر نزدیکی با خدا یا عزیز بودن او نيست و مالک فقط همان پرهيزکاری و رعایت حقوق مالکيت فردی دیگران و حقوق الهی است. در مورد اینجا نيز همين است. هيچ فرمول ی وجود ندارد که قابل تعریف باشد که به دنبال آن قابل کنترل باشد و انحصار و انسجام نظام صوری منسجم اصل موضوعی ما را دارای تناقض درونی کند. از این رو آنچه وظيفه انسان است همان سنت آزمون الهی و رعایت حقوق مالکيت فردی دیگران و حقوق الهی است و این که چه چيزی از چه طریقی به چه کسی می رسد و چه نتایجی دارد و چطور در پایان آن فرد بر اساس آنان نزد خدا قضاوت می ،شود بر اساس منطق نظریه باید پنهان بماند تا قابل سواستفاده.های عرفانی از آن نشود اگر ارتباط با خدا و به دست آوردن حکمت الهی، دارای یک فرمول خاص و پنهانی و پيچيده بود که فقط برخی، با ادعای عرفان و فلسفه و فرقه سازی، بتوانند به آن به صورت رازآلود دست پيدا کنند، عمالً عدل الهی زیر سؤال می رفت؛ زیرا در آن صورت قابليت انحصار و کنترل بر حکمت الهی پدید می آمد، و این خود نوعی سلطه و نقض آزادی و اراده آزاد برابرِ همه انسان ها بود. از طرف دیگر، اگر چنين چيزی وجود می داشت، آن گاه برای دستيابی به آن، به انگيزه برتری جویی و حسادت، باید دائماً نزاع و جنگ شکل می گرفت؛ و این نيز باز نظام صوریِ منسجمِ ا صل موضوعی ما را دچار تناقض درونی می ،کرد. کمااینکه اکنون نيز بر سر همين مسائلِ مربوط به جادوگری حکمت های شيطانی، طلسم، آسترولوژی و امثال آن، جنگ و رقابت برقرار است و مدام در حال کاوش و اکتشاف اند تا به آن ها دست پيدا کنند و از طریق آن، سلطه بيشتری بر دیگران پيدا کنند. و همين به تنهایی نشان می دهد که این امور، شيطانی اند. نظریه نيز به صورت آکسيوماتيک و با اتکا به سازگاری درونی خود، می تواند دليل شيطانی بودن آن ها را به همين صراحت روشن کند. بدیهی است که مدعيان این امور نيز، اگر در ادعای خود صادق باشند، در بهت رین حالت به ابليس و بارگاه ابليس متصل اند.