Page 437

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 437 اگر فکر می کنيد برای آزادی برده ها، باید یک قانون ،انقالبی رادیکال و"ضد نظم اجتماعی" می آمد و به کل برده داری را در لحظه باطل می .کرد در واقع اسالم، با پر کردن شکاف بين"خواست و واقعيت" یا پر کردن شکاف بين "هست و باید" که به آنارکوکاپيتاليست ها و روتبارد وارد کردیم و تمام مکاتب دیگر به جز دین خداوند این شکاف را دارند. خداوند یک مسير هدایت امن، از نظم برده داری قدیم به نظم لغو برده داری جدید، بدون رفتار"ضد نظم" و بدون ایجاد"هرج و مرج" و بدون ایجاد"جنگ" که همگی بنيان نظریه را دیالکتيکی می کردند که نتيجه ه مه آن ها، تقویت دولت انحصارگر یا تقویت خود نظم قدیم بود را باعث می.شد منطق عمومی مکاتب کردن: فعال کردن شروط فسخ قرارداد و تعهدات یکی از مشکالت اساسی امروز جهان این است که این جاده یک طرفه شده است و همه تدریجاً در حال بردگی هستند بدون آن که .امکان مکاتب کردن برای خروج از بردگی را داشته باشند دولت های انحصارگر مدرن و بانک های مرکزی و شرکت های بزرگ و بسياری از انواع سازمان ها وجود دارند که امکان مکاتب کردن یا تنظيم قرارداد لغو بردگی نمی دهند. به طور مثال نمی توان به یک دولت گفت که چند ميليارد دالر از نفت و گاز یک کشور را به تو بدهيم تا ما را مکاتب کنی و از دست بردگی تو خالص شویم! به بانک های مرکزی انحصاری نمی توان گفت چقدر به شما زیان پ.رداخت کنيم (بيش از گذشته!) که دیگر از شر شما خالص شویم این منطق مکاتب کردن یک منطق کلی و عمومی دارد و آن هم این است که قابلیت تعمیم عمومی دارد و دلیل آن این است که بنیان آکسیوماتیک دارد:

به هر میزان که یک فرد خود اشتغالی دارد، آزادتر است و به هر میزان که درآمد او و بخشی از امنیت مالی و .روانی و جانی و سالمت او تضمین شود او میزانی از آزادی خود را از دست داده و تبدیل به برده شده است اصل منطق مکاتب کردن همان شروط فسخ یک ارتباط است که گاهی یک مرد یا یک زن در قرارداد ازدواج از شروط فسخ استفاده می کند که قرارداد لغو شود ؛ گاهی کارمند یک شرکت از شروط فسخ استفاده می کند؛ گاهی هم دو شخصیت حقوقی و دو شرکت از شروط فسخ استفاده می کنند تا قرارداد لغو شود. گاهی هم ضرر و زیان یک قرارداد یا تعهد پرداخت می شود تا.ارتباط مالی و عاطفی و خدماتی و ... فسخ شود چرا راه حل انقالبی و ضدنظم مردود است؟ با روش رادیکال و ضد نظم و انقالبی چند مشکل به وجود می :آمد حق مالکيت و پول صاحب برده پایمال می شد و چه بسا برای حفظ منافع تحت خطرش وارد جنگ و مقاومت می.شد عده زیادی از برده داران دچار تضاد منافع با نظم جدید می شدند، ائتالف تشکيل می دانند و نتيجه در بهترین حالت می شد چيزی شبيه جنگ داخلی آمریکا بر سر .لغو برده داری سنتی و جایگزینی برده داری مقياس پذیر و مالیم اگر جنگ نمی شد هم برده زیر منت صاحبش می ماند که کرامت انسانی او خدشه دار می شد که باعث کينه و خودکمتر بينی و تحقير اجتماعی می شد و جامعه کماکان آزادی او را حاصل تالش و فهم و انتخاب او نمی دانستند و فرایند بازگشت او به