Page 353
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 353 اگر موقتاً مشاع دانسته می شود، باید سرانه، برابر، و مستقیم به مردم بازگردد. هر شکلِ دیگر، پوششی است برای غصبِ ثروتِ عمومی به دستِ دولت. محيط زیست، مالکيت، و نظم خودجوش با اصل تصاحب اول و آباد کردن زمين مرده، اولين اتفاق حفظ و بهبود کيفيت محيط زیست است. اگر فرد بداند با آباد کردن، مالک می شود، انگيزه،آبادانی جنگل،زایی حفظ ،آب و ساختن ایجاد می شود. اما وقتی دولت همه چيز را مصادره می کند، نتيجه اش تخریب محيط زیست، جنگل زدایی، و آلودگی منابع آب است. نظم خودجوش ناشی از آزادی و حقوق مالکیت، محیط زیست را می سازد. مداخله دولتی آن را می خورد. طبيعتاً برای مدیریت منابع مشاع هم مثل استخدام مدیر ساختمان عمل می کنيم که نه مالک منابع مشاع است و نه انحصار خشونت و سالح دارد و نه دین یا علم یا هردو را به کنترل خود درآورده است و اگر مدیریت مشاع مناسبی انجام ندهد به راحتی با توافق مالکان منبع مشاع تغيير می.کند اگر نيز قصد کرد با سالح و انحصار خشونت منبع مشاع را مالک شود در واقع با نوعی دولت جدید مواجيم در نتيجه آزادی اسلحه ضامن دفاع داوطلبانه جمعی عليه انحصارطلبی او می .شود در چنين وضعی مشخص است که کسی نمی تواند منابع مشاعی مانند جنگل ها را نابود کند . همه تخریب های محيط زیست و جنگل ها حاصل امضاهای .طالیی سازمان های حفاظت محيط زیست تحت سيطره دولت با پشتوانه قدرت نظامی و انحصار خشونت دولتی بوده است اگر چنين انحصاری نباشد، اهالی یک روستا اجازه نمی دهند و قدرت این را دارند که اجازه ندهند کسی با استخراج معدن به محيط زیستشان آسيب بزند مگر آن که کاشف و استخراج کننده معدن با آ نان به توافق داوطلبانه ای برسد که نظم زیست محيطی آنان بر هم نخورد یا دست کم از منافع .آن به شکل مشاع در توسعه آن منطقه برخوردار شوند در چنين نظمی دیگر دولت ها نمی توانند کل محيط زیست یک استان یا شهر مانند اصفهان را نابود کنند و منابع آب را صرف صنایع آب بر در ميانه کویر مانند فوالد کنند چون اهالی اجازه نمی دهند مگر توافقات داوطلبانه ای شکل بگيرد که حد متعادل آسيب به محيط زیست منطقه با منافعی که به شهروندان می رسد پيدا شود و یا به عوض آن کار جدیدی به نفع محيط زیست انجام شود و هر راه حل دیگری .و یا شاید هيچ گاه صنایع فوالدی به ميانه کویر نياید دولت و محیط زیست؛ جمع اضداد: می گویند دولت باید از محيط زیست دفاع کند. کدام محيط زیست؟ همان که به خاطر وجود زیرساخت تورم و چاپ پول، ملت)از آن با ربا (اعالن جنگ مستقيم به خدا در قرآن وام می گيرند و باید به سرعت پس بدهند که در سير و سلوک عرفان بانک مرکزی به خدای جعلی چاپ پول (اثر کانتيلون) نزدیک تر شوند ؛ رجحان زمانی کوتاه مدت به بلند مدت به صرفه تر شود و در نتيجه سرعت توليد از بازیافت پساب و زباله مهم تر می شود، چون بازپرداخت سریع تر پول باز به نفع دولت است . و همان دولت ی که بوروکرات های آن ، به نفعش ان است برا ی اجازه آسيب به محيط زیست پول بيشتری بابت امضای طالیی بگير ند . این دولت انحصارگر چه خداوند قادر متعالی است که می تواند جمع اضداد باشد و هم از نابودی محيط زیست بهره ببرد و هم از آن دفاع کند جز آن که خدای جعلی دیالکتيکی باشد ؟ دولت حاصل نفی خداپرستی و پذیرش خرافه پرستی است. دین آمد که خرافه دولت پرستی