Page 32

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 32 رفاه و بازار و آبادگری امور پست معرفی شوند، یا دولت به جای خدا بنشيند، عرفان در حال کار است. بت پرستی از بين نرفته است؛ فقط شکل های تازه پيدا کرده است.

من در این کتاب می خواهم نشان دهم که نزاع اصلی بشر، نزاع دین و بی دینی نيست؛ نزاع دین و عرفان است. نزاع وحی و جعل وحی است. نزاع مالکيت و تصرف است. نزاع آزادی و دولت است. نزاع انسانِ خليفه خداوند بر زمين، با انسانِ برده قدرت است.

از همين جا ایران وارد صحنه می شود.

ایران در این کتاب فقط یک جغرافيا، یک دولت، یک مرز سياسی یا یک خاطره تاریخی نيست. ایران، یک پيوستار تمدنی است؛ سرزمينی که اگر به حقيقت خود بازگردد، می تواند دوباره نسبت آزادی، ایمان، مالکيت، پيمان، دادگری، بازار، خانواده، دین و تمدن را بازسازی کند. ایران، در این خوانش، سرزمين مالکان است؛ و چون سرزمين مالکان است، سرزمين آزادگان است. مالکيت، حق الهی انسان است؛ پس بنيان آزادی بر ایمان است.

اما ایران از دو سو زخمی شده است: از یک سو دین را از آزادی جدا کرده اند و آن را به ابزار دولت، قدرت، اطاعت و ترس تبدیل کرده اند؛ از سوی دیگر ایران را از دین جدا کرده اند و آن را به ملی گرایی دولتی، باستان گرایی تهی، یا ميدان جنگ ایدئولوژی های بيگانه سپرده اند. نتيجه این جدایی، جنگ دروغين ایرانی بودن و متدین بودن بوده است؛ گویی ایران و دین دو دشمن اند، در حالی که در صورت حقيقی خود، دو ستون یک سقف اند: سقف آزادی.

این کتاب برای پایان دادن به همين جنگ نوشته شده است. جنگی که فقط سياسی نيست؛ معرفت شناختی است، روش ،شناختی است تاریخی است، الهياتی است، اقتصادی است، و اکنون با ظهور هوش مصنوعی، فناورانه نيز شده است.

در گذشته، می شد با خطابه، لباس، عنوان، قدرت، شهرت، سنت یا تفسيرهای دلخواه، مدعی دین، اخالق، آزادی یا عدالت شد. اما عصر هوش مصنوعی، عصر آزمون سازگاری است. ماشين با تعارف، ذوق، تأویل، مصلحت سنجی بی قاعده و تناقض کنار نمی آید. اگر بشر نتواند یک نظام اخالقی متناهی، روشن، اصل موضوعی، سازگار و قابل اجرا برای ماشين بنویسد، ماشين یا در خدمت دولت توتاليتر قرار می گيرد، یا به ابزار کنترل، سرکوب، جعل واقعيت و نابودی آزادی تبدیل می شود.

اینجاست که نظریه آزادی، تحدی خود را مطرح می کند: اگر دین حقيقی، نظام صوری منسجم برای دفاع از آزادی و حقوق مالکيت فردی است، باید بتوان آن را به زبان ماشين نيز ترجمه کرد. اگر یک تفسير از دین بتواند روی ماشين به شکل سازگار عمل کند، اما تفسيری دیگر حتی نتواند چند گزاره بدون تناقض توليد کند، کدام یک به حقيقت دین نزدیک تر است؟ این پرسش فقط متوجه یک حکومت، یک حوزه علميه یا یک فرقه نيست؛ متوجه همه مدعيان دین، فلسفه، اخالق، سياست و تمدن است. اگر ادعای ارتباط با حضرت وليعصر (عج) را دارید، یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای اخالق هوش مصنوعی مانند آنچه در این کتاب و انتهای آن آمده است و به شکل کامالً منسجم و بدون تناقض درونی است از ایشان بگيرید و ارائه دهيد. اگر ادعا دارید که