Page 493
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 493 این جریان ها به تدریج فقط مکتب فکری یا ذوق عرفانی باقی نماندند، بلکه به ساختارهای سازمانی پیچیده و طبقه بندی شده تبدیل شدند. .که در بخش شکل گيری گروه های مخفی به آن در این کتاب پرداخته ایم در این ساختارها، مراتب مختلف، درجات گوناگون، اسرار الیه الیه، و رموز مخصوص وجود داشت. هرکس به اندازه مرتبه اش دسترسی داشت و هر مرتبه، خود را نسبت به مرتبه پایين تر، حامل سرّی عميق تر می دانست.
همين ساختار، برای کسانی که به ایده های باطنی، سرّی، و سلسله مراتبی گرایش داشتند، بسيار جذاب بود. از این جا بود که الگوی مناسبی برای شکل گيری جوامع سری پدید آمد؛ جوامعی که دانش، قدرت، و معنا را درون سلسله مراتبِ بسته توزیع می کنند، نه در سپهر عمومی و قابل سنجش.
هرمتيسيسم
هرمتيسيسم، در هسته خود، شباهت زیادی به نئوافالطونی دارد، اما تفاوت مهمش این است که تمرکز آن فقط بر حرکت به سوی نور یا
صعود معنوی نيست؛ بلکه بر
فهمیدن و استفاده
کردن از عالم معنویت
از طریق ابزارهایی چون کيمياگری، آسترولوژی، و جادو
است.
در این
جا، انسان دیگر فقط سالکِ حقيقت نيست؛ می خواهد به نوعی از سازوکارهای پنهان جهان بهره
برداری هم بکند.
به همين دليل، هرمتيسيسم یکی از مهم ترین پل ها ميان عرفان، نمادشناسی، جادو، و ساختارهای سری است.
اگر نئوافالطونی، صورتِ نسبتاً فلسفی ترِ حرکت به سمت نور باشد، هرمتيسيسم، ص ورتِ ابزاری تر و عملی ترِ ورود به عالم پنهان است. اسطوره آفرینش گنوسی، سوفيا، و جعل وحی برای فهميدن هسته ی گنوسيسم، صرفِ گفتن این که «جهان مادی بد است» کافی نيست. باید به اسطوره آفرینش گنوسی و جایگاه سوفیا برگردیم. سوفيا در این سنت، صرفاً یک واژه به معنای خرد یا دانایی نيست؛ بلکه یک مفهوم محوری در جهان بينی ای است که می کوشد راهی غير از وحی نبوی برای رسيدن به حقيقت باز کند.
در بعضی روایت های گنوسی، سوفيا با حرکتی نابجا، سقوط کرده، یا مستقل از نظم الهی، زمينه پدیدآمدن دمیورژ را فراهم می کند؛ دميورژی که خالق یا سامان ،دهنده جهان مادی است، اما نه خدای متعالِ حقيقی، بلکه موجودی فروتر، جاهل، یا منحرف. در خوانش من این همان جایی است که جعل وحی آغاز می شود. یعنی ميان خدا و انسان، یک الیه ی جعلی، یک روایت ساختگی، و یک خالقِ بدلی قرار می گيرد. از همين جا، خدا و شيطان جابه جا می شوند: خدای حقيقی پنهان می شود و دميورژ به جای او می نشيند.
این دقيقاً همان چيزی است که گنوسيسم را برای این کتاب تا این حد مهم می کند. دعوا فقط بر سر یک اسطوره کهن نيست؛ دعوا بر سر یک سازوکار دائمی است: ساختن نسخه بدل از وحی. یعنی به جای آن ،که خبر از بيرونِ سوبژه، از مسير نبوت، به انسان برسد یک روایت باطنی، زیبا، عميق نما، و رمزآلود ساخته می شود که وانمود می کند به امر قدسی رسيده است، در حالی که در واقع، امر قدسی جعل شده است.