Page 375

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 375 ،نه مساوات اقتصادی برای من اصل است، نه نامساوات به خودی خود فضيلت است اصل برای من برابری در برابر قانون مبتنی بر حقوق مالکیت است . مساوات در بحث بيت المال است که مطرح می شود که یک.ی از مالکيت های مشاع همه است اما ادعای مساواتی .که مبنای آن نقض حقوق مالکيت یک فرد و تخصيص آن به دیگری باشد، باطل است من نمی گویم فقط همين نسبت درست است. می گویم در شرایطی که: • مداخالت اجباری و جمع گرایانه ،دولتی نباشد •

سازوکارهای مالی مبتنی بر حقوق مالکيت فردی ،و قراردادی برقرار باشد •

و زن و مرد هر دو در ميدان مبادله داوطلبانه بر اساس حقوق مالکيت فردی حضور داشته ،باشند
نسبت های نابرابرِ عددی لزوماً نامعقول نيستند و نه ناقض حقوق مالکيت فردی هستند و نه ناسازگاری نظری ایجاد می.کنند در واقع نسبت۲ به۱ وجود دارد و همان یک برابر اضافی مردان هم چاره ای ندارد جز این که یا صرف جلب رضایت یک زن شود، یا در ميدان ریسک و توليد و دفاع و مسئوليت های دیگر خرج شود. ِپس حتی همان مزیت نسبیِ اوليه، یک «امتياز مفت و رایگان» نيست؛ بار خودش را دارد، هزینه خودش را ،دارد و در ميدان مبادله و مسئوليت مصرف می شود. ازدواج و سکس، یک بازار است ازدواج و سکس یک بازار است که تبادل داوطلبانه در آن انجام می شود. پول بيشتری در اختيار مرد قرار می گيرد، چرا که ریسک پذیرتر است و فيزیک او اجازه به کارهای پرخطر تری می دهد و حتی در کارهای غيرفيزیکی و فکری نيز باز ریسک پذیرتر هستند و این در بنيان های هورمون تستوسترون وجود دارد. زنان هم به دالیل زیستی متعددی از کار کردن و کسب درآمد ممکن است باز بمانند که جبران آن کامالً بر عهده مرد در یک خانواده است. در نتيجه نقدینگی دست مردان بيشتر می شود، و در رقابت برای جلب رضایت زنان، باید نرخ مهریه را باالتر ببرند. از آن طرف، زمان در این بازار به ضرر زنان عمل می کند و هرچه مردان با گذر زمان ثروت و قدرت بيشتری به دست می آورند ، زنان در این بازار، به لحاظ زیستی برای فرزندآوری و دالیل دیگر، از گذر زمان زیان می بينند . مرد نياز روانی بيشتری به سکس و قدرت دارد و اگر قرار است آن را مشروع و با تعهد به دست بياورد، باید هزینه اش را بدهد.

در دنيای طبيعی بين زن و مرد چيزهایی به شکل نياز در دیگری وجود دارد. اکسير قدرت مردان در سکس دست زنان است؛ مردان برای .آرامش به محبت و مودت یک زن نيازمندند از آن طرف پول و ثروت بيشتر دست مرد مانده است. اگر با خط کش برابری خارج از نظم اجتماعی مبتنی بر آزادی و حقوق مالکيت فردی و توافقات داوطلبانه و با دخالت تبعيض مثبت گونه دولتی، بخواهی این نيازهای دوطرفه را به خودکفایی کامل برسانی، نتيجه اش نهایتاً نابودی تمدن بشری است.