Page 251

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 251 به همين دليل است که در نذریِ مردمی، معموالً با همان معنای اجتماعیِ آشنا، احساسِ کمبودِ مزمن و ساختاری نداریم؛ ِاما در اقتصاد دولتی، کميابی و قحطی، یک حالتِ دائمی است. چون دولت می خواهد توزیع را از باال انجام دهد، در حالی که نه خودش توليدکننده ی واقعی است، نه خودش منبعِ پایان ناپذیر دارد، و نه می تواند جای نظمِ خودجوشِ جامعه را بگيرد.

نذریِ مردمی، اگر بخواهد باقی بماند، یکی باید هزینه ی دیگ را بدهد. همين نکته ی ساده، تمام کالهبرداریِ دولت را روشن می کند. دولت هم اگر بخواهد کشور را با مدلِ نذری اداره کند، یکی باید پولِ دیگ را بدهد؛ و آن پول، یا از ماليات می آید، یا از تورم، یا از تخریبِ سرمایه، یا از آینده فروشی. یعنی همان جا که ظاهراً دارد رایگان می دهد، در واقع از جای دیگری زوری گرفته است.

پس نذریِ مردمی، شاهدی است عليه دولتِ سوسياليستی، نه به نفع آن. نذری آمده است تا به تو نشان دهد که همیاریِ داوطلبانه ممکن است ، اما اداره ی کل جامعه با منطقِ توزیعِ دستوریِ رایگان، ناممکن است. ِجعل ِنذری سوسياليستی ←

ِتوزیع ِدستوری دولتی ← قحطی و کميابیِ مزمن ←

ِحذف داوطلبانه بودن و ِبازار اعتماد همياریِ داوطلبانه ←

ِبازار اعتماد ←

ِنذری مردمی ←

ِنفی ِدولت ِرفاهی سوسياليستی نقد عجم اوغلو و راه باریک آزادی اگر یک فلش بک به ،عجم اوغلو و راه باریک آزادی (که راه قطور بردگی است) بزنيم همه نظریات عجم اوغلو به لحاظ کانسيستنسی .یا همان سازگاری و ثبات و انسجام، ناسازگار است تنها ناقض قدرتمند آزادی یعنی دولت (شيطان) را جز اصول موضوعه برای آزادی فرض کرده است و می گوید که باید قدرت بين دولت و ملت مثل یک راه باریک در ميانه، متعادل شود. این نوع نگاه، خالف اصل ظهور است. اصل ظهور منجی الزم است تا در داخل نظام صوری مفهوم آزادی، دولت به عنوان ناقض اصلی آزادی، به عنوان اصول موضوعه وارد نشود و یک قطب نما برای حذف تدریجی و پایدار آن برای جامعه و .جود داشته باشد نتيجتاً اصل مهدویت، برای به عقب هل دادن دولت ها بدون توليد هرج و مرج است ، به شکل نقيض و نه به شکل ضدیت .دیالکتيکی که باعث تقویت دولت شود به لحاظ .اصول منطق و ریاضی، نظریه عجم اوغلو، به این معناست که کسی بگوید در هندسه اقليدسی دو خط موازی یکدیگر را قطع می کنند دقيقاً به لحاظ ارزش منطقی همين قدر احمقانه است .که یک نظریه دارای اصول موضوعه ای باشد که خودش را نقض کند مارکس، دین، و روش شناسی این کتاب :و همه این ها را خواندیم تا مطمئن تر شویم کارل مارکس لعنت اهلل عليه، حرف های درستی هم داشته است جایی که آتئيسم شروع شود، کمونيسم شروع می شود. جای دیگری نيز گفته بود: دین افيون توده هاست. دليل گفتن این جمله هم این بود که می دانست تنها رقيب مستقيم او، دین است .