Page 687
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 687 در این ساختارها که انحصارخشونت یا انحصار پول و بانکداری مرکزی، بنيان"مدرن بودن" آنان است، بدیهی است که بنا به شعارهای چهار ساله و تصميمات چهار یا هشت ساله، برای رضایت رأی دهندگان، دائماً بدهی خلق شود و پول چاپ شود ولی درست است پول چاپ شدنی است اما نفت و گاز و طال و خدمات اینطور نيستند. برای جبران بدهی هم هر چقدر به نفت و گاز و طال و منابع مادی و معنوی و انسانی جدید دست ببریم باز جایی این چرخه آن قدر سرعت می گيرد که توقف ناپذیر است ًو نهایتا آزادی و حقوق مالکيت فردی چنان متالشی می شود که ناگهان فروپاشی آغاز می شود. نبردهای دیالکتيکی ميان دولت های دیالکتيکی هم همين است، چين و امریکا، امریکا و شوروی، چين و ژاپن ، اتحادیه اروپا و روسيه ... و. این وسط نمی .دانم تمدن ایرانی را چطور اسير نبردهای دیالکتيکی با اسرایيل و امریکا و دیگران کردند هيچگاه از این نبردها .به ایران خيری نرسيده است .تاریخ را بخوانيد. صفویان و ساسانيان را بخوانيد، تاریخ جمهوری اسالمی را بخوانيد با بنيان های مستحکم نظریه آزادی، هر دولت و ملت و شرکتی که قصد ورود به ایران را بکند، نباید درها را بست بلکه باید ،بنيان همه آنان برای ورود، مبتنی بر حقوق مالکيت فردی باشد. نظریه آزادی و نظم اجتماعی مبتنی بر حقوق مالکيت فردی همه را در خود هضم خواهد کرد. یک قلم آن هوش مصنوعی و مشکل یک کانسيستنت آکسيوماتيک فرمال سيستم بود که ما حل کردیم و خواهند دید که راه حل چيست. به همين شکل هم یک کانسيستنت آکسيوماتيک فرمال سيستم برای نظم بازار و رقابت داریم. درها را باز کنيد تا آن ها به مانند پيشينيانی که به ایران تاختند، ا یرانی شوند. با نظریه آزادی این کار را بدون نياز به یک فشنگ و یک نبرد دیالکتيکی در ساحت های مختلف چه نظری و چه عملی .خواهيم کرد آزادی و حقوق مالکيت فردی موزایيکی رشد می کند. سنت تقيه در تشيع که تا ظهور حضرت وليعصر (عج) به آن توصيه شده به همين معناست. دور شدن از هر جنگ و درگيری و هرج و مرجی که باعث تضعيف جامعه منتظر والیت ایشان می .شود تقيه در برابر هرکس که از جنون دیالکتيکی رنج می برد و فقط به دنبال اعمال قدرت و زور و اجبار برای نقض حقوق مالکيت و آزادی شماست. این تقيه در سطح تمدن ایران نيز نياز است. دوری از هرگونه جنگ و مجادله و دعوا و درگيری و به جای آن، بسط فرهنگی و موزایيکی آزادی و حقوق مالکيت فردی آن هم دقيقاً با نقطه شروع از هم سایه خودمان. انقالبی گری و هرگونه باال بردن پرچم انقالبی قبل از ظهور ایشان طاغوت است و ما مسئوليتی مبنی بر انقالبی گری در سطح داخلی و جهانی نداریم جز دفاع از آزادی و حقوق مالکيت فردی خودمان و نظم اجتماعی منبعث .از آن خالصه کردن همه مسائل و مشکالت در یک کشور و یک گروه و یک دولت و ... آدرس غلط دیگری است که شيطان در .ذهن ها جا انداخته است کل بنيان فکری"دیالکتيکی" مشکل است و هرجا که بود باید یک قدم از مجادله با آن فاصله گرفت .و خود را حفظ کرد