Page 526
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 526 یوگا، چاکرا، و مناسکِ خاموش کردنِ عقل یکی از جاهایی که باید بی رحمانه و بی تعارف درباره اش حرف زد، همين حوزه ،هایی است که در ظاهر با زبانِ آرامش، سالمت، تعادل انرژی، چاکرا، و خودشناسی وارد می شوند، اما در باطن، می توانند دروازه ی خاموش کردنِ عقل و ورود به مناسکِ عرفانیِ شيطانی باشند.
من ميان کسی که صرفاً چند حرکت کششی و بدنی برای سالمت جسم انجام می دهد، و کسی که یوگا را به ،عنوان یک مسيرِ معنوی مناسکی، و سلوکی تبليغ می کند فرق می گذارم. اما از آن جا که در عمل، این مرز دائماً مخدوش می شود، باید اصلِ خطر را روشن گفت: ِیوگا، در معنای سلوکی و عرفانی خود، یک مناسکِ بدیل در برابر دین است. همان گونه که این سو نماز هست، آن سو نيز شکلِ مناسکیِ خاصی از بندگی و سلوک طراحی شده است. تمرین"مدیتيشن" با این ادعا که سعی کن ده ثانيه به هيچ چيز فکر نکنی بعد تالش کن بشود ده دقيقه و بعد یک ساعت و بعد یک روز ... و بعد به اسم ویپاسانا بشود دو هفته و ... یا در این حين آواهای بی معنا بگو تا به هيچ چيز فکر نکنی و عشق که آید می برد هوش دل فرزانه را / دزد دانا می کشد اول چراغ خانه را مسئله فقط چند حرکت بدنی نيست. مسئله این است که در بسياری از این مسيرها، «بازکردن چاکرا» و مفاهيم مشابه، در عمل به خاموش کردنِ تدریجیِ عقل، عادی،سازیِ اطاعت هيپنوتيزم و پذیرشِ سلسله مراتبِ باطنی ختم می شوند. وقتی عقل خاموش شد، انسان دیگر به جای سنجشِ خير و شر با خط کشِ آزادی، حقوق مالکيت، و اراده ی آزاد، وارد سپهری می شود که در آن، هرچه از باال به او القا شود، می تواند «تکامل»، «آگاهی»، یا «رشد معنوی» نام بگي.رد و شيطان از آن طریق وحی الهی را جعل کند آلودگیِ سلسله مراتبی؛ از عرفان تا رانت و باج گيری از نظر ساختاری، بازکردنِ چاکراها، پرونده سازی، باج گيری، فسادِ جنسی، سيم کارتِ سفيد، اینترنتِ رانتی، گروه درمانی های فرقه ای که در آن افراد به یکدیگر آتو می دهند، و فسادِ احزاب سياسی، همگی از یک جنس اند. وجه مشترکشان این است که شما را وارد ِآلودگی سلسله مراتبی می کنند؛ یعنی جایی که برای باال رفتن، برای دسترسی به امتياز، یا برای ماندن در حلقه، باید چيزی از خودت را گرو بگذاری: آبرو، بدن، رازداری، یا مشارکت در یک نقضِ حق. (چيزی که در تمام دولت ها و گروه های مافيایی و فرقه ها مشترک است و در بخش نحوه تشکيل گروه ).های مافيایی به آن پرداختيم به محض آن که انسان مرتکب گناهی شود که در آن، حقوق مالکيت دیگری نقض شده، یا بی آبرویی و اهرم فشار توليد شده، همان جا قالده ی خود را داده دستِ شيطان. از این ،جا به بعد، دیگر فرقه و ساختارِ باالدست الزم نيست با زورِ مستقيم او را نگه دارد؛ خودِ آلودگی خودِ راز، و خودِ ترس از افشا، او را در زنجير نگه می دارد. این خاموش کردن تدریجی عقل، خاموش کردن تدریجی مسئوليت و مسئوليت پذیری نيز هست که یکی از بنيان های تثبيت آزادی و .حقوق مالکيت فردی است که به آن زیاد پرداختيم همين سازوکار است که فرقه را از گروه سالم جدا می ِکند. گروه سالم بر تبادل