Page 471

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 471 می کند. این جاست که جعلِ وحی آغاز می شود: وحیِ حقيقی کنار می رود و به ،جای آن، شهود دولت، مرشد، جمع، یا تاریخ در جای خدا می نشيند و انسان به اطاعتِ جهل از شيطان با جعلِ وحی کشيده می شود. حالت دیگر مسير دوم این است که فرد خودش و جهان مادی را انکار می کند که نتيجه آن، خاموش شدن تدریجی عقل است. وقتی عقل خاموش شد اولين ابزار معرفت شناسی از بين می رود، و وقتی عقل خاموش شد فرد سلطه پذیر می شود و اطاعت گوی دیگران. در نتيجه زنجير به او بسته می شود و در نتيجه این به زنجير کشيده شدن تجربه گرایی نيز به تدریج قفل می شود؛ زیرا تجربه فقط در فضای آزاد ی به ،شکل حقوق مالکيت فردی .امکان آزمون و خطا معنا دارد به دنبال آن بازار از معنا تهی شده و نظم سلطه جایگزین می.شود با سلطه انحصاری قدرت و خشونت — چه در ت صور ،دولت چه ،مرشد چه ،طبقه چه جمع مقدس شده — آزادی از ميان می رود و در ،نتيجه بازار آزاد نيز که یکی از کليدی ترین ابزارهای کشف و سنجش واقعيت اجتماعی ،است نابود می شود .در این وضعيت، انسان دیگر نه از عقل بهره کامل می برد، نه از تجربه، نه از بازار، و نه حتی از وحی حقيقی؛ بلکه به جای وحی، گرفتار جعل وحی می شود. حاصل این مسير چيزی جز اطاعت جهل از شیطان نيست. اهميتِ وحی نبوی در این جاست که فقط یک منبع در کنار دیگر منابع نيست، بلکه کلیدِ اصلیِ تکمیلِ همه منابع معرفت .است وحی نبوی ، عقل را از خاموشی نجات می دهد، تجربه گرایی را در پناه آزادی ممکن می سازد، بازار را به عنوان یکی از ابزارهای کشف حقيقت اجتماعی به رسميت می شناسد، و نشان می دهد که اراده آزاد انسان نه یک ،توهم بلکه ِرکن ِاصلی ِنظم الهی است . ،وحی نبوی انسان را از افتادن در ِدام ،خودخدابينی ،مرشدپرستی دولت،پرستی و جمع گرایی نجات می دهد؛ زیرا ّحد انسان و ّحد قدرت را روشن می کند.

اگر این زنجيره شکسته شود، نخست در ساحتِ معرفت شکسته می شود، نه در ساحتِ ماده. یعنی پيش از آن که منابع مادی تصاحب ،شوند منابع معرفت شناختیِ انسان تصاحب می شوند. سلبِ اراده،آزاد اختالل در ،خرد قفلِشدن تجربه،گرایی و ِنابودی بازار ،آزاد مقدمه ِتصاحب منابع مادی است .کسی که بتواند عقل را خاموش ،کند تجربه را محدود ،کند بازار را نابود ،کند و انسان را از ِحق انتخاب و مسئوليت تهی ،سازد دیر یا زود ،زمين ،کار ،ثروت ،بدن و آینده او را نيز تصاحب خواهد کرد . از این،رو دفاع از آزادی فقط دفاع از یک حق سياسی نيست؛ دفاع از ِّکل زنجيره معرفت انسان است. در نظریه آزادی ، بازار فقط سازوکارِ مبادله نيست؛ یکی از ابزارهای بنيادیِ معرفت شناسی است. بازار به انسان نشان می دهد که دیگران چه می خواهند، چه نمی خواهند، چه چيزی کمياب است، چه چيزی مطلوب است، چه چيزی خطاست، و چه چيزی واقعاً رفاه می .آفریند حذفِ بازار از نظم اجتماعی، فقط یک خطای اقتصادی نيست؛ کورکردنِ یکی از مهم ترین چشم ِهای جامعه است. به همين دليل، عرفان منحرف، دولت پرستی، و جمع گراییِ انحصاری، همگی در نقطه ای مشترک اند: دست کم یکی از منابع اصلیِ معرفت را حذف یا مسخ می کنند، و در نتيجه، زنجيرهِکامل شناخت را از هم گ می سلند.

پس دو مسير از یک نقطه آغاز می شود: