Page 79

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 79 از نگاه نظریه،آزادی این جا حقيقت بيش از پيش از ِدسترس ِمستقيم نظم عينی و مشترک فاصله می گيرد .هگل این همه را به اوج می رساند : ِشکاف کانتی را با «رو ح» و «تاریخ» پر می کند و حقيقت را در دیالکتيکِ تاریخی، ملت، و دولت به حرکت درمی آورد. از این جا به بعد، عرفان دیگر فقط خلوتِ فردی نيست؛ به عرفانِ سياسی بدل می شود. در روش شناسی و معرفت شناسیِ نظریه،آزادی این ّکل خط سير یک خطر مشترک دارد :دورشدن از اصل عدم ،تناقض تعریف ،عينی و نظام ِصوری ،روشن و نزدیک شدن به سيالِسازی ،حقيقت واسطه،سازی کشف و ،شهود و در نهایت ق دسیِسازی تاریخ و دولت .درست در همين نقطه است که ،آزادی به جای آن که حقوق ِمالکيت ِفردی تعریف پذیر ،باشد در ،دیالکتيک روح ،جمعی یا دولت حل می شود . این با خوشه های موجود در نظریه آزادی درباره مرز روش شناختی دین و علم و ِخطر خدای تعریف پذیر/ مشاهده پذیر هم جهت است . از این منظر، ایده آليسم آلمانی را در نظریه آزادی نمی توان ًصرفا یک ِدستگاه ِفلسفی پيچيده دانست؛ بلکه باید آن را نقطه ای دید که در ،آن ِعرفان ،کهن ِصورت ،مدرن ،تاریخی و سياسی پيدا می کند . در عرفان ،سنتی انسان از ِراه کشف و شهود و سير ،باطنی به حقيقتی شخصی و غيرقابل سنجش می رسيد .در هگل و نظام های برآمده از ،او این امر غيرقابل سنجش دیگر در خلوت سالک نمی ماند؛ وارد تاریخ می،شود خود را در دیالکتيک و روح جمعی نشان می،دهد و از آن جا به ِقدرت سياسی خوراک می رساند . این،جا «شبه»وحی به شکل فلسفه ی تاریخ پدید می آید. نظریه آزادی ًدقيقا در همين نقطه خط خود را از این سنت جدا می کند . ،آزادی اگر بخواهد واقعی و قابل دفاع ،باشد باید تعریف عينی داشته باشد . این تعریف ،عينی در این ،نظریه حقوق مالکيت فردی است . و برای دفاع از ،آن باید بتوان آن را در یک نظام ِصوری منسجم و غيرمتناقض صورت بندی کرد .هرجا حقيقت به سوی ِتنش بی،پایان ِکشمکش ،ذاتی واسطهِسازی ،نخبگانی یا ِروح ِتاریخی مبهم رانده ،شود آزادی نيز از تعریف ِعينی خود تهی می شود و به راحتی ِقربانی قدرت می گردد.

اصالتِ شدن و کشمکش ←

دوپارهِشدن واقعيت به سایه/ حقيقت ←

صدور و ِبازگشت عرفانی به واحد ← درونیِسازی حقيقت و اشراق ←

ِشکاف پدیدار/شیء فی نفسه ← تاریخیِشدن روح و قدسیِشدن دولت خاموش سازیِ عقل← قدسیِسازی قدرت ←

دولت پرستی ← تاریخیِکردن امر متعالی ←

ایدهِآليسم آلمانی ←

ِساختار ِعمودی حقيقت ←

ِتمثيل ِغار افالطون ←

ِاصالت شدن و کشمکش ←

هراکليتوس از زروانی گری و مانویت تا شریعتی ؛ تبار عرفان و فلسفه ایرانی-اسالمی-شيعی در مسير خاموشی عقل ،در ایران زروانی گری و مانویت نزدیک ترین نقطه به آغازِ «اصالتِ نبرد، دوگانه سازیِ هستی، و تاریخِ کيهانی» هستند؛ یعنی همان جایی که کشمکش، از یک رخداد، به اصلِ تفسير واقعيت تبدیل می.شود بعد غزالی یک چرخش مهم می دهد: اعتماد به برهانِ عمومی و فلسفه صوری را محدود می کند و حقيقت را بيشتر به ،باطن ،ایمان و ِنجات درونی می برد؛ از این
،جهت کارکردش در جهان
اسالمی-ایرانی شبيه نقشی است که آگوستين در مسيحيت بازی کرد :