Page 170

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 170 ریگان، آمریکا، و جرقه های نظریه آزادی باز در این راستا که چرا دین در بحث آزادی مهم است، یک نقل قول از رونالد ریگان می آورم، چرا که اساساً دست کم نمونه امریکایی :آزادی از نمونه های دیگر موفق تر بوده است و مرغ همسایه هم همواره غاز بوده است"آزادی زمانی شکوفا می شود که دین زنده و پویا باشد و حاکميتِ قانونِ مبتنی بر خدا به رسميت شناخته شود." این عبارت نشان دهنده این باور ریگان است که ایمان دینی برای یک جامعه آزاد و اخالقی ضروری است .از این جمله غالباً برای این استدالل استفاده می شد که یک بنيانِ اخالقی و مبتنی بر ایمان ــ یعنی حاکميت قانون تحت فرمان خدا ــ برای جلوگيری از زبر و خشن شدنِ جامعه و نيز برای حفظ دموکراسی الزم است. ًاو همچنين مکررا این دیدگاه را با باور خود پيوند می داد که آمریکا «شهری درخشان بر فراز تپه» است که «مورد برکت خدا» قرار دارد . نقل قول های مشابه دیگر: " بدون خدا، فضیلتی وجود ندارد؛ زیرا دیگر ندای وجدان در کار نخواهد بود... بدون خدا، دموکراسی دوام نخواهد آورد و اساساً نمی تواند برای مدت طوالنی پابرجا بماند. " " جامعه ما خالق و نوآور ،است چون آزادیم؛ و کامیاب و برخوردار ،است چون هر فرد امنیت دارد که حاصل دسترنج خود را به دست آورد و حفظ کند."

چرا دست به دامن ریگان شدم؟ واقعيت این است که رونالد ریگان یکی از جرقه های نظریه آزادی برای من بود. از آنجایی که حتی ،تکنولوژی و فرمول آلياژ یک پيچ ساده آمریکایی را هيچ کشوری ندارد بررسی بنيان های قدرت آمریکا مهم است. آمریکا کشوری است که تعریف ملت بودن در آن محدود و منحصر به یک قوم یا زبان یا نژاد یا دین نيست و این به چشم من آشنا آمد، چرا آشنا؟ چون .ایران ما نيز چنين ویژگی هایی دارد خود این هم برای من سوال ایجاد کرد که پس بنيان های تعریف دولت- ملت و نظم وستفالی چه بوده و چرا.ایران با آن نوع نگاه ناسازگار بوده است؟ از قضا آمریکا هم چنين است اگر سراغ کشورهای غير مهم و تازه تأسيس و بی تأثير دنيا نرویم، بين کشورهای مطرح یا کهن دنيا، فقط یک نمونه کهن با چنين تعریفی ملت طبيعی است و آن ایران است و فقط یک کشور جدید التاسيس است با این ویژگی به شکل مهندسی ساخته شده است و آن ایاالت متحده آمریکاست. تأثير گذاری م نشور آزادی کوروش کبير هخامنشی بر پدران بنيان گذار امریکا هم یک حقيقت تاریخی است. حال با چنين بنيان های مشابهی هم در اهميت دین و ،هم در تعریف ملت توانستم قطعات پازل ایران را که نخ تسبيح آن گم شده بود را با فرضيات جدید بسنجم و استدالل و شواهد بسيار قوی برای آن پيدا کنم که حاصل این کتاب شده باشد. ایران نمونه کهن و ساخت طبيعی و تدریجی و اصطالحاً ارگانيک سرزمين آزادگان است و ایاالت متحده امریکا نمونه مهندسی ساز و جدید آن است. گویی که آتش بيار معرکه رابطه ایران و امریکا در یک قرن اخير فقط خود شيطان بوده است چرا ک ه بارها در همين تاریخ معاصر و حتی بعد از انقالب1357

هم امریکا تالش بی وقفه ای برای ایجاد اتحاد استراتژیک با ایران داشته است و در وقایع زیادی مانند28

مرداد1332

و پس گرفتن آذربایجان ایران از شوروی پس از جنگ جهانی دوم و مسلح کردن ایران در برابر صدام و شوروی و موارد بيشماری که فقط بخشی از آن ها را توانستم در یک مناظره بيان کنم. چون موفق نشد با افکار سوسياليستی عرفانی حاکم بر جمهوری اسالمی به راه حل بدون خصومت برسد و جمهوری اسالمی به شکل بی سابقه ای در راستای منافع مسکو از ابتدای انقالب عمل کرد (که حاصل دهه ها بذر پاشی های ایدئولوژیک در ایجاد یک نسخه !اسالم روسی از زمان روسيه تزاری تا پس از آن در زمان شوروی و ماجرای آقابکف برای فراگيری تفکرات کمونيستی در ایران بوده