Page 94

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 94 لفظ اهلل اکبر که یعنی خدا برتر و باالتر از هرچيزی است که تصور کنيد و سبحان اهلل که یعنی خداوند فراتر از تمام تعاریف و تصورات شماست و لن ترانی به معنای این که خداوند را هيچ گاه نخواهی دید و اهلل الصمد یعنی خداوند بی نياز است از هرچيزی حتی قربانی دادن شما .و ... بسياری دیگر از کلمات و آیات خداوند، همگی در راستای تضمين آزادی و حقوق مالکيت و اراده آزاد انسان است اآلن .می پرسند پس عيد قربان برای چيست؟ صبوری کنيد تا آخر کتاب اگر نيایيد که فایده ندارد. همه چيز را از اول نباید گفت بنابراین، دنبال مشاهده پذیری و روش اثباتی پوزیتيویست ها و علوم تجربی برای اثبات اصول موضوعه آزادی و حقوق مالکيت که همان اصول دین است نباشيد. این مسير همان مسيری است که به شکل گزاره مهم قبل تر اشاره کردم. ورود علوم تجربی به مقوله آزادی و !دین، عرفان است و ورود دین به مقوله علوم تجربی هم عرفان است ،این که ایرانیان متدین ترین ملت جهان بودند، یعنی غول مرحله آخر اندیشه را زودتر از همه دنیا فهمیده بودند منتها اآلن فراموش کردند چه چیزهایی را فهمیده بودند. من قصد دارم یادآوری کنم به ایرانیان که نداشتن فالسفه .ای شبیه فالسفه غربی نه نقطه ضعف که بلکه نقطه قوت ایرانیان بوده است راه شکست ایرانیان این بود که با تحریف مفاهیم و تاریخ و نابودی مفاهیم، سرگردان شوند و بازیچه فکری دیگران در دنیا شوند. اما همه چیز در ایران به !اوج بر می گردد وقتی ایرانیان بفهمند که چه بوده اند و چرا آیا توحيد و معاد کافی نيست؟ چرا اصل نبوت داریم؟ این سوال از من پرسيده شده بود که بخشی از پاسخ را تا اینجای سفر خواهيم خواند، باقی پاسخ مثل هميشه برای این که مجبور شوید تا .آخر بخوانيد همواره حواله می شود به ادامه کتاب در ادامه این سوال پرسيده بودند که نبی که همان انسان می شود و.الی آخر نبوت به مثابه سدّ شيادی، رسالت سازی و دین سازی تازه بخشی از پاسخ ساده و دم دستی این است که آن وقت شيادهایی مثل آن کس که می گوید با حلقه ها درمانتان می کنم پس می توانم پيامبرتان باشم را چه کنيم؟ مگر رهبر کره شمالی و پدرش چه ادعایی داشتند؟ مگر هيتلر فکر نمی کرد مأموریتی الهی بر دوش خود دارد؟ مگر در ایران تمام زندگی ما تباه نشد چون کسی فکر می کرد نقش مشابهی دارد که فالن دولت را از کره زمين حذف کند؟ یا فالن کس مأموریت الهی روی دوشش فرض نمی کرد که به زور ما را به بهشت ببرد؟ یا استالين این طور فکر نمی کرد که مأموریت الهی دارد تا عدالت را برقرار کند؟ یا به صورت خال :صه" مگر کم نمونه دیده ایم که برای خودشان رسالت هدایت اجباری دیگران را تعریف کرده اند و خودشان را از دیگران برتر دیده اند و برتر جلوه داده اند؟"

اصل نبوت .بسيار اصل مهمی است که در همه این سياه بازی ها و کالهبرداری ها و جنایت ها را ببندد یعنی دیگر نه وحی نبوی به کسی می شود که مسئوليت الهی به انسان ها بدهد و دین جدید ارائه کند (یعنی نظام صوری منجسم اصل موضوعی جدیدی برای مفهوم آزادی و حقوق مالکيت تعریف کند! که در ابتدای کتاب گفتم چرا بر اساس منطق نظام های صوری منسجم اصل موضوعی یکتاست و )نمی توان ادعا کرد دومی برایش وجود دارد در نتيجه هرکس بگوید برای آزادی فرمول جدیدی آورده ام کالهبردار است و نه پيامبر