Page 722
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 722 .گری و نقض حقوق مالکيت فردی فرمول آن همين قدر ساده بود. می توانيد به همه چيز یک شرط عدم نقض حقوق مالکيت فردی بزنيد .و بدانيد آن اسالمی است و خواهد ماند اآلن برای همه ما روشن تر می شود که چرا دانشمندان ایرانی پس از اسالم، همه به دین هم مسلط بودند و چرا دین و علم هردو در یک نهاد جای می گرفتند و مراکز توليد علم و اندیشه با دین یکی بودند. چون بنيان همه چيز باید ذیل حقوق مالکيت فردی و تسليم در برابر آن باشد .تا یک تمدن کهن و دارای امتداد تاریخی و فرهنگ و دانش غنی ایجاد شود ضرورت آزادی اسلحه شهروندان و ارتش ملی مقتدر؛ قدرت دفاعیِ نظامی و تفاوت آن با قدرت آفندیِ تمدنی :بهرام گور در شاهنامه فردوسی همه پادشاهيد بر چيز خویش / نگهبان مرز و نگهبان کيش جهان را ز دشمن تن آسان کنيم / بداندیشگان را هراسان کنيم دین، نه صلح طلبیِ بی دندان است و نه جنگ طلبیِ ایدئولوژیک. منطق درست این است : در ساحت نظامی، تا می توانی قوی باش؛ اما این قدرت را برای دفاع و بازدارندگی نگه دار، نه برای آفندِ توهمی و توسعه طلبیِ ایدئولوژیک.
سالح و قدرت نظامی باید تا سرحد ممکن قوی باشد، اما منطق آن باید دفاعی و بازدارنده بماند. ِقدرتِ آفندیِ حقيقی، نه در لشکرکشی نظامی، بلکه در نظریه، فرهنگ، و تجارت و بازار آزاد اس ت. به روشنی در نظریه آزادی دیدیم که بنيان آزادی با استدالل و عقل شروع می شود و رشد فرهنگ آزادی موزایيکی و از جنس استدالل و توافقات داوطلبانه و از نزدیک ترین افراد و همسایگان شروع می .شود بنيان رشد آزادی به شکل آکسيوماتيک از اصول اوليه یعنی خود فرد آغاز می شود و هيچ کجا در آن با اجبار همراه نيست. بسط آزادی فقط و فقط با نظری ه و عقل و کار نيک .و همکاری ها و کمک های داوطلبانه است بسط آزادی از جنس فرهنگ و تجارت است . .و مهمترین مسئله: بنا بر سنت آزمون الهی، بنيان آزادی و حقوق مالکيت و پایه دین، فردی است همه چيز از فرد شروع می شود و همه چيز یک وظيفه فردی است. مستقل از آن که کسی با شما همراه باشد یا نباشد شما وظيفه دارید حقوق مالکيت فردی خود را حفظ کنيد و حقوق مالکيت فردی دیگران را مادامی که توافق دوجانبه عدم تجاوز به حقوق مالکيت یکدیگر را نقض نکرده اند ر عایت کنيد. اگر تمام کره زمين هيچ کس دستورات خداوند که رعایت حقوق مالکيت فردی و حقوق الهی است را انجام نداد هيچ ارتباطی به یک فرد ندارد و وظيفه او سلب نمی شود و از طرفی اگ ر تمام کره زمين هم این وظایف را انجام دادند باز هم به فرد ارتباطی ندارد و هرکس تنها .کاری که بر دوش دارد این است که حقوق و وظایف فردی خودش را انجام دهد در نتيجه ، آزادی و حقوق مالکيت که به شکل یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی همان دین است، نمی تواند با زور و اجبار بسط پيدا کند (چرا که کل ساختار آکسيوماتيک دچار تناقض درونی شده و فرو می پاشد) از این رو یک کشور و یک ملت که بر بنيان حقوق .مالکيت فردی قوام یافته است، هيچ گاه نباید وارد جنگ ها و تهاجمات و اختالفات و آفند نظامی شود و طبيعی است که بسط فرهنگ