Page 784
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 784 در این قانون بنيادین، دولت نباید حق بازگشت پنهان داشته باشد. تجربه دولت مدرن نشان داده است که اگر راهی برای بازگشت باقی بماند، دولت از همان راه بازمی گردد: گاهی با پول، گاهی با ماليات، گاهی با مجوز، گاهی با سالمت، گاهی با آموزش، گاهی با محيط زیست، گاهی با امنيت، گاهی با دین، گاهی با فرهنگ، گاهی با حمایت از فقرا، و گاهی با حمایت از توليد ملی.
پس قانون بنیادین باید نه فقط مالکیت را اعالم، بلکه مسیرهای بازگشت دولت را مسدود کند.
نتيجه اجرایی بسته نجات ایران با این ترتيب، ایران از اقتصاد دولتی به نظم مالکانه عبور می کند؛ نه با شوک، بلکه با تصریح حق.
پول آزاد می شود و تورم ساختاری فرو می ریزد.
زمين آزاد می شود و مسکن از آرزوی چندنسلی به قرارداد ممکن تبدیل می شود.
انرژی مالکانه می شود و یارانه پنهان به دارایی مردم تبدیل می شود.
بنگاه ها صاحب پيدا می کنند و فساد بی مالکی فرو می ریزد.
کارگر، کارمند، معلم، پزشک، پرستار، استاد، مهندس و مدیر عملياتی از کارمند دولت یا مزدبگير بی سهم، به مالک مسئول تبدیل می شوند.
ماليات ضدتوليد حذف می شود و کار مفيد جریمه نمی شود.
تعرفه و مجوز از ميان می رود و تجارت آزاد می شود.
دورزدن تحریم از انحصار شبکه های رانتی خارج می شود.
صندوق بازنشستگی از وعده دولتی به مالکيت آینده نيروی کار تبدیل می شود.
آموزش، سالمت، علم و دین از دولت آزاد می شوند.
دولت از مقام خدایی پایين می آید و به دفاع، قضاوت، ثبت مالکيت، اجرای قرارداد و امنيت محدود می شود.
خانواده آینده دار می شود.
سرمایه داخلی و خارجی جذب می شود.
اخالق اقتصادی بازمی گردد.
سوسياليسم، دولت پرستی، رانت خواهی و حسادت سياسی، پایگاه اجتماعی خود را از دست می دهند.
جامعه مالک، دفاع پذیر، مسئول و نفوذناپذیر می شود.
.این بسته، وعده بهشت زمينی نيست؛ بازگرداندن حق است. قرار نيست انسان را کامل کند؛ قرار است راه بندگی انسان به انسان را ببندد قرار نيست همه را برابر کند؛ قرار است امتياز نامشروع را حذف کند. قرار نيست دولت را نابود کند؛ قرار است دولت را از مقام خدایی پایين بک شد و به خدمتگزار تبدیل کند. قرار است به نگهبان محدود حقوق مالکيت تبدیل کند.