Page 567

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 567 در این چارچوب، تصویرِ اسپينوزایی از خدا ــ هرچه در سطح عرفانی یا زیبایی شناختی جذاب باشد ــ برای آزادی کافی نيست.

چنين خدایی، چون کانونِ خوفِ عملی و بازدارنده نيست، در نهایت می تواند راه را برای دولت پرستی، شبه علم پرستی، و عرفانِ بی مرز باز بگذارد.
اما خدای سبحانِ ادیان ابراهيمی، که هم مهربان است و هم فقط از او باید ترسيد، امکانِ جهت دهیِ درستِ ترس را فراهم می کند؛ و همين، شرطِ ضروریِ مهربانی، همکاری، و آزادی در جامعه است.

آزادی نياز به خدایی دارد که تنها چيزی باشد که انسان باید از او بترسد. و اگر این خوف، با ترس از دولت جمع شود، نتيجه اش مهربانی نيست؛ افسردگی، بندگی، و فرسایش تمدن است. ترس فقط از خدا ←

ِحذف ترس از انسان ها و دولت ←

ِافزایش مهر و کمک داوطلبانه ←

ِکاهش فقر و استيصال ←

ِکاهش نياز به دولت ←

دفاعِپذیری آزادی و حقوق مالکيت ترس فقط از خدا ← مهر بيشتر ← کمک داوطلبانه بيشتر ← فقر کمتر ← دولت کمتر ← آزادی بيشتر ترسِ پخش شده در جامعه ←

ِکاهش مهر و کمک داوطلبانه ←

ِرشد فقر و ناامنی ←

مطالبه ِدولت بزرگ تر ←

ِتهدید آزادی و حقوق مالکيت ترس از دولت و انسان ها ← نامهربانی ← کمک داوطلبانه کمتر ← فقر بيشتر ← دولت بيشتر ← آزادی کمتر تورم و ماليات و ناامنی سازیِ دولتی←

ِافزایش ترس و فقر ← وابستگی به ِمخدر ِامنيت دولتی ←

ِبازتوليد دولت بت پرستیِ مدرن؛ اطاعت از دولت چون دیده می شود بسياری از مردم می گویند از خدا اطاعت نمی کنند، چون او را خرافی یا دور از دسترس می دانند؛ اما همان ها از دولت اطاعت می ،کنند فقط چون آن را با چشم می بينند. از این منظر، مشکلِ اصلیِ آنان اصلِ اطاعت نيست؛ مشکل این است که معبودِ نادیدنی را نمی پذیرند و در نتيجه، به دنبال معبودِ دیدنی می گردند . مشکل آنان اطاعت نيست چرا که اطاعت از دستوراتی که جز خير و نيکی و احترام به پدر و مادر و کمک به دیگران و انفاق و ... نيستند را خرافات می بينند اما اطاعت از دستورات ضد عقل و ضد آزادی از جانب دولت را مدرن و علمی و زیبا بزک م ی.کنند از مجازات های خداوند بابت کارهای بدشان گالیه دارند اما از مجازات های دولت بابت کارهای خوبی که می کنند (مانند ماليات اجباری به دليل ا یجاد ارزش و رفاه در جامعه برای خرج زندگی بدکاران) به نيکی و عقالنيت یاد می .کنند جاهليت مدرن عجب .پدیده عجيبی است در حالی که اگر انسان فقط بندگیِ خدا را بپذیرد، دقيقاً از همين جا از بندگیِ دولت بی نياز می شود و آزاد می گردد. اطاعت از خدا، یعنی نپذیرفتنِ بندگیِ غيرخدا. اما اطاعت از دولت، وقتی از مرزِ خدمتگزاری بگذرد، به همان بت پرستیِ مدرن بدل می شود.