Page 60

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 60 نقد سرمایه داریِ بی دین و بررسی بحران منابع با برهان خلف آزادی کشورهای ليبرال، اگر بستر دین نداشته باشد، وابسته به رفاه است. اگر رفاه کاهش پيدا کند (کمبود منابع، جنگ، تغييرات اقليمی و ...) دزدی به صرفه تر می شود و کنترل گری دولتی بيشتر می شود چون نيازش حس می شود و آزادی از بين می رود. از طرفی، همه برای توسعه، مج بورند به سایر کشورها دست درازی کنند، اگر نکنند، جایگزینی برای رفاه ندارند که آ .زادی کشورهایشان را حفظ کنند ( اما سرمایه داری یک ادعای اثبات ناپذیر دیگر هم مطرح می کند واضح است که نقد من به سرمایه داری در خال دین به معنای چپ بودن و سوسياليست بودن من نيست بلک ه من اتفاقاً به قول دوستان راست خيلی راست بسيار افراطی حساب می شوم). چه ادعای اثبات ناپذیری مطرح می کند؟ آن ها ادعا می کنند که دویست سال پيش هم می گفتند که جمعيت لندن اگر بيشتر شود درشکه ها بيشتر می شوند و شهر لندن غرق در مدفوع اسب ها می شود، اما ماشين بخار اختراع شد و داستان به کل عوض شد و این پيش بينی غلط از آب درآمد. ادعا می کنند که اقتصاد به شکلی پيش می رود که انسان با اختراع تکنولوژی همه بحران ها را حل می کند. مثال هنوز پوسته زمين را کامل کنکاش نکرده ایم، گوشته و هسته زمين پر از منابع است و سيارات دیگر هم منابع دارند و ... اما این ادعاها همگی اثبات ناپذیرند ،چون جز ارائه شواهد، یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی ارائه نمی دهند ق صه تعریف می کنند و می گویند چون تا امروز اینگونه .بوده است و در آینده هم مثل اختراع ماشين بخار، اختراعات و ابداعات بشری مشکالتش را حل می کند استداللشان بر مبنای استقرا است اما استقرای آن ها روی چيزی است که ویژگی"خوش ترتيبی" برای استقرا پذیر بودن ندارد! یک نوع عرفان است که گویی با کشف و شهود عرفانی به آن ها الهام شده است ک.ه حتماً بر مشکالت فائق می آیند هيچ اثباتی جز ارائه شواهد گذشته نگر ندارند. البته مشاهداتشان حاالحاالها جواب می دهد اما حاالحاالها هم خونریزی در پی آن خواهد بود ما هم قبول می کنيم همين مسير را برویم تا .سرشان به سنگ بخورد چون جایگزینی که مخالفانشان نشان می دهند انحطاط در لحظه و توحش خالص است به روش برهان خلف این ادعای آنان را بررسی می کنيم: اول. فرض کنيم چنين است، پس سرمایه داری ادعا می کند به یک مجموعه نظریه رسيده است که همزمان هم سازگار است و هم کامل است. یعنی پاسخ همه مسائل پيش رو را می دهد و در عين حال پاسخی که می دهد سازگار با اصول سرمایه داری هم است. اگر مباحث زبان صوری و نظام صوری را از صفحات اول یادتان باشد، این ادعا به دليل .قضایای اول و دوم ناتماميت گودل رد می شود (عده زیادی وراجی می کنند که گودل اینجا قابل استفاده نيست که جوابشان باشد برای جلوتر، مرحوم خودش در کتاب گفت و گوهایش با ها ئو وانگ از این قضایای خودش در مسائل مختلف مشابه همين استدالل من استفاده کرده است منتها دوستانی هستند که می گویند مرحوم غلط کرد گفت سياه نپوشيد ما سياه می پوشيم). دوم. فرض می کنيم ادعای آنان درست است پس یا یک تکنولوژی یا اختراعی می آید که بحران منابع را حل می کند که اگر چنين باشد پس انسان، شرکت، کشور، یا جمعی از انسان ها دارای آن هستند که می توانند رقابت را برده و بر جهان مسلط شوند (ای بابا این که شد دولت یا قدرت پنهان جهانی ! )االن می گویند تئوری توطئه شد یا تعدادی رقيب همزمان به آن می رسند و رقابت را ادامه می دهند و در جایی این رقابت یا به جنگ ختم می شود یا بدون جنگ یکی بر دیگران چيره می شود (روند انباشت سرمایه و قدرت را می بينيم که شرکت های بزرگ کم کم در حال کم تعداد تر شدن و دامن گستر تر می شوند ) در هر دو حالت ما به حکومت نهایی انسان یا گروهی از انسان ها بر دیگران