Page 185

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 185 .صوری منسجم و پر قدرت برای دفاع از آزادی و حقوق مالکيت را قوی ترین نظام صوری منسجم به ضد خودش تبدیل کند تبعيض ،مثبت توسط دولت (تجسم آثار فعاليت های شيطان در فریب انسان) که پيش تر شرح دادم .عمالً خالف اصل عدل الهی است ریشه واژه عدل در عربی از"توازن و هم ارزی و درستی نسبت ها" می آید و ریشه واژه قسط در عربی از "سهم و نصيب و داد در تقسيم " می آید. قاسط به معنای جائر و مقسط با عادل بودن همبستگی معنایی پيدا می کند. عدالت از زاویه توازن و نسبت درست معنا می شود و قسط از زاویه سهم و تقسيم درست .معنا می شود برای پرداختن دقيق تر به این اصل، یک جهش بزرگی به مباحثی خواهيم کرد که به .نظر مرتبط نيستند یادآوری کنم که من آنارکوکاپيتاليست هم نيستم بلکه قرابت های زیادی با آن دارم. در نتيجه به طریق اولی آنارشيست هم نيستم و که دالیلی برای آن عنوان کردم چرا که حذف انقالبی از طریق ضدیت با دولت به تقویت دولت منتهی می شود و حتی مينارشيست معتقد به دولت حداقلی هم نيستم بلکه اساساً سازمان دولت انحصارگر را به عنوان یک اصل بدیهی یا اصل الزم نمی پذیرم و آن را یک شر موقت می دانم. بنابراین با تغيير اسامی و ظواهر دولت ها و سياستمداران هم تغيير ذاتی پدید نمی آید بلکه گاهی فالکت ناشی از دولت فقط به تأخير می ا.فتد و یا کند می شود خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد مگر آن که آنچه را که در خودشان .است تغییر دهند و آن چيزی که مقصود خداوند در قرآن است و تغيير اساسی ایجاد می کند، دفاع از آزادی و حقوق مالکيت حتی در زمانی است که قدرت دزدی یا اعمال زور در مثال فروشگاه و دوربين کنترلی در نظریه بازی ها را داشته باشد یعنی همان پذیرش .عملی اصول آزادی که اصول دین است نکته بعدی آن که من هيچگاه در مقام تشخيص آن نيستم که بر ای دیگران تعيين تکليف کنم و رسالتی را بر دوش خود نمی بينم و فقط عالقمندم به حق پایبند باشم و با عقالنيت استدالل های خودم را بنویسم و مثل دیگران در بازار .ایده ها مطرح کنم تا افراد خودشان تصميم بگيرند با آن چه کنند دولت و نقضِ اصلِ شخصی بودنِ تاوان یکی از روشن ترین دالیلِ ناسازگاریِ دولت با عدل الهی این است که دولت تقریباً تنها نهادی است که اگر خطا کند، اگر دولتمردی گناه یا اشتباه یا فساد مرتکب شود، تاوانِ آن را غالباً دیگران می دهند؛ آن هم نه فقط همدستان او، بلکه انبوهی از افراد بی گناه.

هزینهِتصميم ِغلط او در قالب ،تورم ،ماليات ،جنگ ،فقر ،رانت تحریم،پذیری ،سرکوب یا فروپاشی ،خدمات بر دوش کسانی می افتد که نه در آن تصميم شریک بوده اند و نه از آن سودی برده اند.

این دقيقاً بر خالف عدل الهی است. عدل الهی یعنی هر کس مسئولِ عملِ خویش باشد و کسی تاوانِ گناهِ دیگری را ندهد.

اما دولت، به عنوان ساختارِ متمرکزِ اجبار، دائماً این اصل را نقض می کند: خطا از باال رخ می دهد، اما هزینه در پایين توزیع می شود.

از همين جاست که می توان فهميد چرا دولت، فقط یک ابزارِ بد اداره شده یا یک نهادِ خنثی نيست. دولت، چون سازوکاری است که به طور ساختاری، امکان می دهد گناهِ یک نفر و اشتباهِ یک حلقه،محدود به ِزیان بیِگناهان فراوان تمام ،شود نمی تواند با عدل الهی سازگار باشد. و از همين روست که دولت، در نهایت، چيزی جز صورتِ متمرکز و نهادیِ همان نسبتِ شيطانی نيست.